{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آن کشته که بردند به یغما کفنش را

آن کشته که بردند به یغما کفنش را
تیر از پی تیر آمد و پوشاند تنش را

خون از مژه می‌ریخت به تشییع غریبش
آن نیزه که می‌برد سر بی بدنش را

پیراهنی از نیزه و شمشیر به تن کرد
با خار عوض کرد گل پیرهنش را

زیباتر از این چیست که پروانه بسوزد
شمعی به طواف آمده پرپر زدنش را

آغوش گشاید به تسلای عزیزان
یا خاک کند یوسف دور از وطنش را

خورشید فروزان شده در تیرگی شام
تا باز به دنیا برساند سخنش را

فاضل نظری
دیدگاه ها (۱)

آن کشته که بردند به یغما کفنش راتیر از پی تیر آمد و پوشاند ت...

آن کشته که بردند به یغما کفنش راتیر از پی تیر آمد و پوشاند ت...

آن کشته که بردند به یغما کفنش را تیر از پی تیر آمد و پوشاند ...

آن کشته که بردند به یغما کفنش را تیر از پی تیر آمد و پوشاند ...

آن کشته که بردند به یغما کفنش را<تیر از پی تیر آمد و پوشاند ...

هرکه خواهد بخدا بندگی آغاز کندباید عبداللَهی احساس خود ابراز...

اَللّهُمَّ‌عَجِّلْ‌لِوَلِیِّکَ‌الْفَرَج🌸🌱#السلام_علیک_یا_صاح...

اَللّهُمَّ‌عَجِّلْ‌لِوَلِیِّکَ‌الْفَرَج🌸🌱#السلام_علیک_یا_صاح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط