{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آن کشته که بردند به یغما کفنش را

آن کشته که بردند به یغما کفنش را
تیر از پی تیر آمد و پوشاند تنش را
خون از مژه می ریخت به تشییع غریبش
آن نیزه که می برد سر بی بدنش را
پیراهنی از نیزه و شمشیر به تن کرد
با خار عوض کرد گل پیرهنش را
زیباتر از این چیست که پروانه بسوزد
شمعی به طواف آمده پرپر زدنش را

آغوش گشاید به تسلای عزیزان
یا خاک کند یوسف دور از وطنش را




فاضل نظری
دیدگاه ها (۱)

آن کشته که بردند به یغما کفنش را تیر از پی تیر آمد و پوشاند ...

آن کشته که بردند به یغما کفنش راتیر از پی تیر آمد و پوشاند ت...

آن کشته که بردند به یغما کفنش راتیر از پی تیر آمد و پوشاند ت...

آن کشته که بردند به یغما کفنش راتیر از پی تیر آمد و پوشاند ت...

آن کشته که بردند به یغما کفنش را<تیر از پی تیر آمد و پوشاند ...

هرکه خواهد بخدا بندگی آغاز کندباید عبداللَهی احساس خود ابراز...

دوش دیدم که مرا گریه کنان می بردندفارغ از خویش به آنسوی زمان...

يا زينب كبري (س)ديده بگشا و ببين زينبت آمد مادرزينب خسته و ج...

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط