{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شبخاص

"شب‌خاص"

'پارت هفتم'
P⁷

بعد از اینکه هردو گروه متوجه موضوع شدند،برای بیرون رفتند از بیمارستان قدم برداشتند.
گروه پسرا تصمیم گرفت اول بره بیرون.
بیرون بیمارستان کلی افراد جمع شده بودند،اعم از: خبرنگارانی که برای منفعت خودشون اومده بودند،عکاس‌هایی با دوربین به گردن و طرفدار های نگران تا بتوانند آیدل‌هاشون رو ببینند.
از اونجایی که خیلی اطراف بیمارستان شلوغ شده بود و بیشتر اعضا نگران بودند یکی به فلیکس برخورد کنه به این ترتیب بیرون رفتند:بنگچان که طبق معمول پشت همه رفت. لینو جلوی فلیکس قدم برمیداشت،هان هم سمت چپ و هیونجین‌ هم سمت راست لیکسی راه می‌رفتند تا مواظب باشند کسی به لیکس برنخوره. جونگین و سونگمین،همراه با چانگبین جلوتر از همه می‌رفتند.
-آقای از درمورد تصادفتون یکم توضیح میدید؟
-فلیکس شییی،لطفا اینطرف رو نگاه کنید.
-یونگبوکااا،دستت خوبه؟
-چان اوپاااا،لیکسی می‌تونه توی فن‌ساین شرکت کنه؟!
صدای همهمه افراد درون گوش‌هاشون میچیپید،اما آخرین سوال توی گوش فلیکس زنگ زد. بخاطر دست شکسته‌اش نمی‌تونست توی فن‌ساین شرکت کنه و تازه سعی داشت این‌و فراموش کنه،اکا با سوال اون خبرنگار دوباره این موضوع رو به یاد آورد؛همین سوال و شلوغی جمعیت باعث شد فلیکس توی دلش آرزو کنه فقط زودتر از اینکه اتفاقی برای اعضا و خودش بیوفته از اینجا برند.
جونگین که جلوتر از همه بود داشت برای عکاس‌ها و بقیه افراد حاضر دست تکون می‌داد،اما با برخورد به خبرنگار بهش-حتی با وجود پلیس‌ها و بادیگارد‌ها-تلو تلو‌ خورد اما نیوفتاد زمین.
یه قدم عقبتر از اون سونگمین درحال راه رفتن بود که عکاسی‌ رو دید که زیادی بهش نزدیک شده بود،خواست کمی بکشه کنار اما طرف مقابلش هم در از طرفدار بود و یکی از اونها ناخواسته بهش برخورد باعث شد تقریبا بیوفته زمین! اما خداروشکر قبل از اینکه بیوفته چانگبین دستش‌و گرفت و کمکش کرد تعادلش‌و حفظ کنه.
اینهمه شلوغی و این اتفاقات اعصاب پسرا رو بد بهم میریخت،اما خداروشکر بالاخره تونستم به سلامتی سوار ون مشکی رنگی که منتظرشون بود بشن.
قبل از اینکه سوار بشند،فلیمس فقط از روی ادب به استی‌ها و افراد حاضر با دست سالمش همراه با لبخندی دست تکون داد،و کمی سرش‌و خم کرد و بعد بلافاصله سوار ماشین شد.

اما گروه دخترا که قرار بود پشت پسرا حرکت کنند،چیشد؟


_Soki.

-:سه بار نوشتمش،پس اگه بد شد شرمنده.😭😭💔

#فلیکس #سناریو #چندپارتی #استری‌کیدز #فیک #کی‌پاپ
دیدگاه ها (۱۹)

"شب‌خاص"'پارت هشتم'P⁸گروه دخترا پشت سر اونها رفت.وقتی ا.ت رو...

"شب‌خاص"'پارت نهم'P⁹بعد از اینکه بادیگارد کمکش کرد سوار ماشی...

جواب ناشناساتون‌ زیبایان:1:ممنونم زیبا.2:سلام بانو،مرسی شما ...

'پارت ششم'P⁶وقتی سرش‌و آورد بالا با پسری مواجه شد که موهای ب...

ادامه سناریو قبلی پارت ۲

Part 5میدونستی که عاشقتم؟؟؟داشت تلاش می‌کرد که چیپس رو بردار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط