{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#سناریودرخواستی

#سناریودرخواستی
وقتی تو عاشقشون بودی ولی اعضا از تو متنفر بودن بعد از دو روز می‌فهمن تو مردی
نامی:چی؟ چرا؟ اون ک حالش خوب بود

جین:امکان نداره اون دختر از این کارا نمیکرد

شوگا:(بغض میکنه و عذاب وجدان میگیره)

هوپی:اون ترسو تر از این بود ک خودکشی کنه

جیمین:ایی کاش حداقل یکم باهاش مهربون بودم

تهیونگ:(تو شکه)

کوک:میتونستم تظاهر کنم ک دوسش دارم شاید اونجوری الان زنده بود

(همه شون با بغض یا گریه گفتن)
دیدگاه ها (۷)

#سناریودرخواستی وقتی میرین لباس بخرین ولی لباسی که ا.ت انتخا...

#سناریو وقتی لیوان از دستت میوفته و میشکنهنامی : عزیزم خوبی؟...

#سناریودرخواستی وقتی وسط اهم اهم بچتون میاد تو و میگه چرا ما...

#سناریودرخواستی وقتی درحالی که داری نصف شب بچتونو میخوابونی ...

کوتوله دوست داشتنی من پارت 7

. قبلنا واسه همه چی ذوق میکردم واسه غروب خورشید،بارون اومدن،...

ویو نویسندهجیسو رفت سمت جونگکوک آنقدر فاصلشون کم بود که گرمی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط