{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت۲۵

پارت۲۵
Love

چانگبین بیخیال به سمت جونگین برگشت میدونست پسرکش داره دروغ میگه ولی نمیدونست چرا
به سمت جونگین اومد و سورتشو با دستاش قاب گرفت
و گفت
چانگبین: نور چشمم میخاد بمیره؟
و بعد سرشو نزدیک اورد تا لباشو بزاره رو لبایه جوگین اما جوگین سرشو برگردوند و نزاشت
جونگین:تصور اینکه با کسی به جوز جان اینکارو انجام بدم دیوونم میکنه بابا لطفا اینکارو نکن ...!
چانگبین عصبی بود انقدر زیاد که رگ هایه شقیقه و گردنش بیرون زده بود و سورتش قرمز بود دستشو اورد بالا و سیلیه مهکمی بهش زد
شدت زربه انقدر مهکم بود که جونگین از رویه تخت پرت شود و رویه زمین افتاد
نیم ساعت بعد
از شدت کتک ها رویه زمین بیهوش شوده بود
باند هایه سرش باز شوده بود و دستش شکسته بود
چانگبین گذاشتش رو یه تخت و دکتر رو خبر کرد
دکتر دوباره اومد و با تعجب گفت
دکتر: قر ......‌قربان..... این ..‌‌ این بچه..‌.‌ من الان...
چانگبین :فقط کارتو انجام بده

جونگینی بیا بغلم😭😭
دیدگاه ها (۱۴)

عضا داخل فیک عشق عاشق اونایم که کامنت میزارن

چقدر زیاد🤣🤣

پارت ۲۴Loveویو جونگین دیگه به خونه رسیدیم پدر پارک کرد...

پارت۲۳Loveاز یه ترف درد پاش دیگه نتونست تحمل کنه چشماش بسته ...

پارت ۲۶ Loveویو جونگین وقتی بیدار شودم تمام بدنم درد میکرد...

پارت۲۰Loveمینهو‌:‌پاشو وایساجیسونگ سرشو تکون داد و دستشو گذا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط