{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سرگذشت کشته شدن احساس من به دست تو

سرگذشت کشته شدن احساس من به دست تو،
سرگذشت آهویی است که از روی کنجکاوی
لحظه ای ایستاد تا تفنگ شکارچی اش را ببیند...
دیدگاه ها (۲)

ﺳﺎﮐﺘﻢ ﻫﯿﭽﯽ ﻧﯿﺴﺘﻢﻣﻦ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮﻫﺮﺯﻩ ﻫﺎﯼ ﺑﯽ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺍﯾﻦ ﺷﻬﺮ ﺷﻠﻮﻍ ﻫﯿ...

ﺗﻮ ﺑﻬﺘﺮ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﯽ ﮐﻪ ﻫﯿﭽﮕﺎﻩ ﻟﺐ ﺑﻪ ﺳﯿﮕﺎﺭ ﻧﺰﺩﻩ ﺍﻡﺑﻪ ﺧﻮﺩﺳﻮﺯﯼ ﻣﺒﺘﻼ...

ﯾﺎ ﺑﺎﺵﯾﺎ ﺑﺮﻭ ...ﻧﻤﯿﺨﻮﺍﻫﻢﺍﺯ ﺩﻭﺭ ﻣﺮﺍﻗﺒﻢ ﺑﺎﺷﯽﺍﺯ ﺩﻭﺭ ﺩﻭﺳﺘﻢ ﺑﺪﺍﺭﯼ...

ﺍﺣﺴﺎﺳﻢ ﺭﺍ ﻧﻤﯽ ﻓﺮﻭﺷﻢ ، ﺣﺘﯽ ﺑﻪ ﺑﺎﻻﺗﺮﯾﻦ ﺑﻬﺎ ... ﻭﻟﯽ ﺁﻧﮕﻮﻧﻪﮐﻪ ﺑﺨ...

منتظر لحظه ای هستم که دستانت را بگیرم، در چشمانت خیره شومو د...

.ای فلڪ چند ز بیداد تو بینم آزارمن خود آزرده دلم، با دل خویش...

کاش میشد لحظه ای با قلب من همدم شود جمع شادی باشد و از این د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط