{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شهر را آدم به آدم در پی ات جویا شدم

شهر را آدم به آدم در پی ات جویا شدم
تا که یک شب دیدمت، دل باختم، رسوا شدم

با نگاهی ساده قلبم را گرفتی، خوب من!
فکر می‌کردم که من عاشق نِمی... امّا شدم!

مثل یک پروانه در شمع نگاهت سال ها
سوختم، امّا عزیزم! با تو من معنا شدم

گفته بودی در کنارت تا ابد هستم ولی
باز رفتی، باز ماندم، باز من تنها شدم!

#علی_نیکخواه
دیدگاه ها (۱۱)

نه‌ معماری‌ بلندآوازه‌ام‌،نه‌ پیکرتراشی‌ از عصرِ رُنسانس‌،نه...

او نباشد تو را صدا بزندباز بی‌اختیار برگردی - به‌خدا شوخی قش...

زندگی تعیین شده

______________________________تو یک روز، همه‌چیز را خیلی ساد...

رمان زیر نور خاموش سئول.. آن شب باران قطع نشد.سئول زیر نور چ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط