{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شب که میرسد ،

شب که میرسد ،
خیس است چشمهای خسته ام !
از فردا بیزارم !
دلم نمیخواهد کسی بفهمد
که دلشکسته ام ...
نمیخواهم دیگر با غروب روبرو شوم !
غروب همان آتشی ست
که در این لحظه های تنهایی
بیشتر میسوزاند دلم را ...
گرچه نمیتوانم اما ...
نمیخواهم دیگر به تو فکر کنم ،
نمیخواهم دیگر یک لحظه در فکرِ رفتنت
این لحظه های سرد را با گریه سر کنم !
خیلی دلم میخواهد فراموشت کنم ،
خیلی دلم میخواهد عاشقی را از قلبم دور کنم ، اما ... نمیتوانم !
آینه را از من دور کنید ،
طاقت ندارم ببینم چهره ی پریشانم را !
پنجره را ببندید ،
تحمل ندارم ببینم آن غروبِ پُر از درد را ...
تا دیروز محکوم به تنهایی بودم ،
اما امروز محکوم به دلبستن
به یک عشقِ دروغینم !
باید در زندانِ تنهایی ام ، حبسِ ابد باشم
شاید بتوانم #فراموشش کنم ...
دیدگاه ها (۱)

#in_your_eyes"ادامه پارت ۸۸"ویو کایلافقط دلم میخواست مطمئن ب...

رمان لونا و ویلیام قسمت ۱۲

وقتی مربی بدنسازی و برادر ناتینت بود🔑پارت ۳(last part)+کوک م...

وقتی پدرخوانده ات بود❤️پارت ۳(last part)_هعی+چی شده؟_میچا......

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①②_بخش دوم_ بدون چوبدستی وردی می...

شب تولدم فصل3پارت18جیمین: چیشده پرنسس چرا گریه میکنیات: جیمی...

جنگل نفرین شده پارت ۲۹(یکی مونده به آخر)

چند پارتی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط