{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Part

Part: ۲۳

رفتم توی اتاق تریپ ابی زدم کت ابی و شلوار ابی و یک کفش سفید پوشیدم .
ادکلون رو زدم . از اتاق خارج شدم . سویچم رو یادم رفته بود تا اومدم بردارم یادم اومد که هیچ کدوم از ماشینام بنزین نداره وایی چیکار کنم هع هع با ماشین ا.ت میرم
.
.
×چرا باید بالیموزین بریم... هیونگ
نامی : خب چیزه نمی دونم
×خب پس با ماشینامون نریم
یونگی : هرکی بره سوار ماشینش بشه
خب الان می تونم برم پیش ا.ت بشینم جانم
×سواااااااااااااااا من می رم توی اون ماشین
سوا : چراااااااااااااااااا
×تهیونگ اینو بگیر ببر
تا سوا تهیونگ رو دید لپاش سرخ شد . بعد به من میگه عاشق شدی
×یا ا.ت من با تو می ام
+باوشه
اخیی خیالم راحت شد.
رسیدیم مرکز خرید واییی چرا انقدر شلوغ ا.ت و سوا و بقیه ماسک و کلاه هامون رو زدیم .
وارد شدیم : چرا انقدر مردم زیادن .
وارد لباس فروشی شدیم جدا شدیم منم دست ا.ت رو گرفتم و رفتیم طرف لباس بانوان
×عشقم هرچی دوستاشتی بگیر به. حساب خودم
+ببین نمی تونی منو خر کنی خودم حساب می کنم .... وایستا ببینم کارتم کووو ..... (سرش رو بلند کرد و با قیافه شیطون من روبه رو شد )
+کوک انو بده من
×نمی دم
+می گم بدههه
×ای بابا نمی دم
اومد جلو دستش رو دراز کرد تا کارتش رو بگیره که من با اینکه ماسکامون روی صورتمون بود بوسیدمش .
+تو داری چه غلطی می کنبی کارتمو. بده .
×چیه عشقمو بوسیدم
+ببین الان ما توی جمعیت هستیم حواست رو جمع کن
×چشم عشقم
یک چشم غره نازل کرد و رفت دنبال لباس ها وایی همین کارات منو عاشق کرده دیگه .
+کوک این خوبه
×ببین نگاش کن یکم بازه پس نه اگه با شلوار بود یک چیزی می شد
+اوففف .... این چی
×نچ چرا انقدر دوست داری کوتاه بپوشی
+این یکی چی.
×نه
+این
×نه مگه می خوایی‌ بری سر کار
+ای بابا
.
.
+وایی این چی
×اها همین خوبه حالا برو بپوشش ببینم
.
.
داشتم دنبال کفش نگاه می کردم که ا.ت صدام زد از پایین تا بالا نگاش کردم
×ا.ت خودتی
+اره خوشگل شد
×نه خیییییلی خوشگل شد ی
+مرسی
×خوب دیگه برو در بیار بعد بریم کفش پاشنه بلند  ‌برداریم
.
.
×خب یک رنگ ابی مات باشه اما اسمونی اها این خوبه
+اره خوبه ببخشید می‌ تونم اینو بپوشم
: بله بفرمایید اینجا بنشینید ببخشید سایز پاتون چنده
+۳۹
: بفرمایید
×واقعا ۳۹ ایی
+اره مگه چیه
×خیلی کوچولوییی
کفش رو از خدمه گرفت توی پوشیدنش مشکل داشت
×ا.ت مشکلی پیش اومده .؟
+ها چیزه نه هیچی فقط من عادت ندارم زیاد کفش پاشنه بلند بپوشم ....ها
جلوش زانوزدم و بند های کفش رو دورش بستم 
: خیلی بهتون می اد خانم
+اممم...مرسی همینو بر می دارم
×اذیتت نمی کنه
+نه راحته
×خب خانم این هارو برام حساب کنید
+کوک لازم نیست اینو خودم حساب می‌کنیم
×کفشاتو بپوش دنبالم بیا
می دونم یکم لجبازی کردم . خب دوست ندارم از پیندازهاش استفاده کنه
+کوک ممنونم خیلی قشنگه
×می دونی با چی باید ازم تشکر کنی
+باچی
دیدگاه ها (۰)

Part: ۲۴[ویوی ا.ت ]من نمی دونم چرا نمی زاره پرداخت کنم با سو...

Part: ۲۵ داشتم از سالن خارج می شدم که دستم رو کشید و در رو ب...

Part: ۲۲ا.ت با چشمای بسته توی وان خوابیده بود . کم کم سرش دا...

Part:۲۱تهیونگ اروم لباش رو روی لبام گذاشت . خیلی اروم مک می ...

Part 14

پارت 2

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط