{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Part

Part: ۲۴
[ویوی ا.ت ]
من نمی دونم چرا نمی زاره پرداخت کنم با سوالش لحظه ای خوش حال شدم . چون لازم نیست دیگه پول بهش پس بدم
×باید منو ببوسی
+کِی
×امشب قبل از اینکه بخوابی .
+قبوله
پاکت خرید رو برداشتم دستش رو توی دستم گره زد و وارد جواهر فروشی شدیم کلی طلا و الماس های گرون قیمت بود .
×خب کدومش رو دوست داری ؟
+راستش رو بخوای این
×انتخاب خوبیه بهت و لباسات هم میاد پسس اقا ما این رو می خواییم
: چه خوش سلیقه الان براتون اما دش می کنم
.
.
بعد از اینکه حساب کردیم جعبه رو برداشتم و رفتیم خب من اینجوری ست زدم یک کیفم بخروم
+جونگ کوک
×جان جونگ کوک
بالحن کیوت گفتم
+میشه بریم برام کیف بخری (فعل ها رودیدی)
×چرا که نه
وارد مغازه شدیم
+کوک اینو می خوام
×ما اینو بر میدارم
.
.
+خیلی ممنون کوک برات جایزه دارم
با صورت خرگوشیش نگام کرد
×چیه
+بریم بهت نشون می دم
جلوی یک بستنی فروشی وایستادیم .
+ببخشید میشه دوتا شیر موز بدین توی یکیش موز بیشتر باشه و توی اون یکی بستنی داشته‌باشد
: همین الان اماده میشه
+ممنون بفرماید
:قابلی نداره رمز ....
نگاهی به کوک انداختم و گفتم
+۱۹۹۷
: خدمت شما
+ممنونم بریم کوک
.
.
+بیا اینم شیرموزت
×الان از این کارت دو تا چیز فهمیدم یکی اینکه رمز کارتت تولد منه و دومن میدونه مم شیر موز با موز زیاد دوست دارم
+و منم با بستنی زیاد
خندیدم حدود یکساعت شد که بیرونیم
×نامجون زنگ میزنه
+خب چرا میگی جواب بده
×الو هیونگ
نامی : سلام کوک کجایین
×نزدیک ورودی مجتمع
نامی : ما یکم کارمون طول میکشه منو جیمین لباس خریدیم اما یونگی هنوز چیزی نگرفته و هوسوک هم انتخاب نکرده از سوا و تهیونگ هم خبر ندارم شما برین خونه توی چشم  نباشین فعلا
×باشه هیونگ
+چی گفت
×گفت برین خونه
+خب بریم سوار ماشین شیم
.
.
بعد چند مین رسیدیم خونه به محض وارد شدن به خونه وسایل رو از دستم گرفت و منو به دیوار چسبوند
×تشکر نمی کنی
واییی این چقدر پر رو یک تک بوسه زدم تا خواستم از زیر دست خواستم برم و منو قفل کرد
×بیشتر
سرم رو بردم جلو و شروع کردم به مک زدن لباش و..........
.
.
+کوک بسته
×می زارم بقیشو برای فردا شب می خوام ببینم که چجوری می درخشی
بوسه ریزی به پیشونیم و گلوم زد.  خرید ها رو برداشت و گذاشت توی اتاقم .
..
.
[ظهر روز عروسی  ویوی ا‌ت]
امروز باید می رفتم ارایشگاه هم به خودم برسم هم به مشتریا لباسام رو پوشیدم سانس کاریم ۵ ساعت بود با اینکه کم کار می کنم پول زیادی به دست می ارم .
همه پسرا داشتن گیم می زدن اما اصلا کوک رو ندیدم
+سوا پسرا من رفتم سر کار
همه: موفق باشی‌
+امم تهیونگ از کوک خبر نداری
×نه از صبح ندیدمش‌
..
سوار ماشین شدم و رفتم سمت ارایشگاه امروز توی ارایشگاه به طرز عجیبی به سمت مین جی رفتم اونم مثل من بود ارمی میکاپ ارتیست جیمین و توی ارایشگاه هم کار می کرد .
+هی مین جی سلام خوبی چخبره
مین جی :سلام خوبم ببینم شایعات رو نشنیدی
+نه مگه چیزی شده
مین جی : این رو نگاه کن می گن دیروز پسرا رفته بودن خرید و کنار پسرا دوتا دختر بود که کل ارایشگاه می گن که تو اون دختره بودی
وایی به کوک گفتم ماسکت رو در نیار اما خب به من چه تهش می خواد معلوم شه
+اینو بدون من دیشب با سوا بیرون بودم اونم کنار رود خونه بودیم راستی هر کی گفته غلط کرده
سانس کاریم با کلی مشغله گذشت امروز به من انعام دادن خوب اینم می ذارم روی پولامتا بتونم چند تا چیز میزی که دوست دارم رو بخرم البته خیلی دوست داشتم عروسک هاشون رو داشته باشم
پس فردا تولدمه ببینم چی میشه
رسیدم خونه پسرا توی اتاق تمرین بودن با اینکه کماپنی نمی رن اما سخت تلاش می کنن رفتم و بهشون سر زدم طبق معمول کوک اونجا نبود
+سلام پسرا
همه : سلام ا.ت
+ببینم کوک کجاست
جیمین : باشگاه
+باشگاه کجاست
جیمین : طبقه بالا
کیفم رو برداشتم و رفتم بالا دنبال صدا بودم پیدات کردم در رو باز کردم . با بوی عرق مواجه شدم کوک رو دیدم به طرفش رفتم
+سلام کوک
×عهه ا.ت سلام کی اومدی
+پنج مین پیش راستی تو از صبح اینجایی
×اممم چیزه اره
🫀×کوک داری چی میگی صبح بیما رستان بودی چرا نمی‌گی
🧠×قلب چی می‌گی معلومه که نمی شه به ا.ت چیزی گفت نگران میشه .
×قلب مغز میشه ساکت شین نمی خوام چیزی بهش بگم
..
×ام چیزه خوب کجا بودی
+سر کار  ببینم چرا صدات گرفته
🫀×خب عقل کل الان چی کار کنیم
🧠×نمی دونم هیی کوک یچی بگو
×خب می دونی یک ذره گلوم گرفته
+اها خب صبر کن الان برات دمنوش میا رم
×نه صبر کن
دیدگاه ها (۱۳)

Part: ۲۵ داشتم از سالن خارج می شدم که دستم رو کشید و در رو ب...

Part:۲۶با خاله هام خوشو بش می کردم . احوال پرسی خاله بزرگم خ...

Part: ۲۳رفتم توی اتاق تریپ ابی زدم کت ابی و شلوار ابی و یک ک...

Part: ۲۲ا.ت با چشمای بسته توی وان خوابیده بود . کم کم سرش دا...

love in the dark②⑧یک هفته بعد (شب) داشتم تلویزیون میدیدم که ...

خب رمان اول رو من می نویسم اسم: یک غریبه شخصیت ها:فلیکس، ا/ت...

Part 14

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط