{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زنگ زدم خونه آجیم بچه جواب دادگفتم:بدوگوشیوبده مامانت گفت

زنگ زدم خونه آجیم بچه جواب دادگفتم:بدوگوشیوبده مامانت گفت:داله گریه میتونه نمیتونه حرف بزنه..گفتم:بده بابات..گفت دم درداره باآقاپلیسه حرف میزنه...گفتم بده داداشت...گفت لفته توبیمارشتانامیگلده..ازشدت نگرانی داشت گریم میگرفت دادازدم چرا؟؟؟گفت من گم شدم همه دنبال منن..گفتم توکه داری باتلفن خونه حرف میزنی..گفت:آله خب من جیرتختم قایم شدم...(هیچی الان من سرگذاشتم به کوه وبیابون)
دیدگاه ها (۵)

★دوست بچگی...p³(*چند روز بعد*)_"رااون مدیر میخواد ببینتت"در ...

True Love③③صبحوسایلم رو جمع کردم و از خونه زدم بیرون تهیونگ:...

#دوپارتیموضوع:(وقتی باهم قهرید)هان/ا.تبا صدای آزار دهنده زنگ...

۸۵ ل و ۱۰۰ ک و ۳۰ نشر و ۶ فالوpart : 44chapter : 2با مشت به ...

𝕿𝖍𝖆𝖙 𝖜𝖆𝖘𝖓'𝖙 𝖙𝖍𝖊 𝖆𝖌𝖗𝖊𝖊𝖒𝖊𝖓𝖙./قرارمون این نبودـــــ𝕻𝖆𝖗𝖙 :: ۳(وی...

زنگ زدم خونه آجیم بچه جواب دادگفتم:بدوگوشیوبده مامانت گفت:دا...

زنگ زدم خونه خاله م گودزیلاشون تلفن رو برداشتهمیگم مامان خون...

زنگ زدم خونه خواهرم، بچه خواهرم گوشی روبرداشت.گفتم: سلام، بگ...

زنگ زدم خونه خواهرم،بچه خواهرم گوشی روبرداشتگفتم : سلام،بگوم...

زنگ زدم خونه خواهرم:بچه خواهرم گوشی رو برداشت گفتم سلام بگو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط