{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نگاه می کنم از هر طرف سوار تویی

نگاه می کنم از هر طرف سوار تویی
نشسته یک تنه بر صدرِ روزگار تویی
هزار لحظه گذشت و هزار لحظه دلم
به سینه سر زد و ... دیوانه را قرار تویی
تو را ندارم و دلتنگم و ... دلم قرص است
که انتهای خوشِ صبر و انتظار تویی
خزان اگرچه شکسته ست شاخه هامان را
بیا پرستو جان، مژده ی بهار تویی
بخوان به نام گل سرخ، عاشقانه بخوان
بخوان که سایه و سیمین و شهریار تویی
به رغمِ ابر سیه جامه روشنایی هست
که آفتابِ بلندِ طلایه دار تویی
به اعتبارِ تو امید تازه خواهد شد
در این زمانه ی بی مایه اعتبار تویی
اگرچه بخت به من پشت کرده باکی نیست
مرا هزار امید است و هر هزار تویی

«جویا معروفی»
دیدگاه ها (۱)

امتداد بازوانت می شود انتهای دلدادگی ، می شود همان گوشه دنجی...

...

دل من تنگِ تو شد، کاش که پیدا بشویکه بیایی و در این تنگیِ دل...

کاش باران بودمو غم پنجره را می شستمو به هر کس که پس پنجره غم...

گاه می کنم از هر طرف سوار تویینشسته یک تنه بر صدرِ روزگار تو...

نگاه می کنم از هر طرف سوار تویینشسته یک تنه بر صدرِ روزگار ت...

گاه می کنم از هر طرف سوار تویی نشسته یک تنه بر صدرِ روزگار ...

نگاه می کنم از هر طرف سوار تویینشسته یک تنه بر صدرِ روزگار ت...

نگاه می کنم از هر طرف سوار تویینشسته یک تنه بر صدرِ روزگار ت...

مرا هزار امید است و هر هزار توییشروع شادی و پایان انتظار توی...

از پرده اگر ماه پری چهره برآیدبا غمزه‌ی مستانه خود، جلوه‌گر ...

امیر نقدی

عشق منصور به محبوبه >>🛐🫴🏻#بامداد_خمار #ترلان_پروانه #دانیال_...

هواللهم أزِل كلَّ عقبةٍ تحولُ بيني وبين غايتي العظمى: العباد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط