{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گاه می کنم از هر طرف سوار تویی

گاه می کنم از هر طرف سوار تویی

نشسته یک تنه بر صدرِ روزگار تویی

هزار لحظه گذشت و هزار لحظه دلم

به سینه سر زد و ... دیوانه را قرار تویی

تو را ندارم و دلتنگم و ... دلم قرص است

که انتهای خوشِ صبر و انتظار تویی

خزان اگرچه شکسته ست شاخه هامان را

بیا پرستو جان، مژده ی بهار تویی

بخوان به نام گل سرخ، عاشقانه بخوان

بخوان که سایه و سیمین و شهریار تویی

به رغمِ ابر سیه جامه روشنایی هست

که آفتابِ بلندِ طلایه دار تویی

به اعتبارِ تو امید تازه خواهد شد

در این زمانه ی بی مایه اعتبار تویی

اگرچه بخت به من پشت کرده باکی نیست

مرا هزار امید است و هر هزار تویی
دیدگاه ها (۳)

هوای خونه دلگیره خداییبیرون بارون میاد پس تو کجایی؟کنار کوچه...

اذا الدنیا قررت ترسم لی الفراق للأبد فأنا هی التی تحارب القد...

سألتها…. کم تشتاقی لی؟؟؟؟فأجابت….کاشتیاق الغیوم لمطرها….اشتی...

اهــــداء الی عزیزتی تاه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط