{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

part 12

$جونگ کوکککککککککککککککککک(داد)
+یا ابلفضل ارامممممممم خوابههههه
$ن..نه جونگ کوکی کجاست هقق(گریه)
+اه بیا بغل_

تهیونگ ، جونگ کوک دید و دوید به سمتش . دهن جیمین باز مونده بود

+ا..الان_
=خیلی بد ری..د به هیکلت
+بیا و به اینا خوبی کن:///

تهیونگ کنار تخت جونگ کوک نشسته بود و با گریه دستشو نوازش میکرد...

$جونگ کوکم..عشق من بلند شو هقق
$چرا من..این همه مدت نگفتم عاشقتم؟فقط هق غرورم نمیزاشت هق..
$من معذرت میخوام پاشو هقققق
-قرار نیست تا ابد بیهوش بمونه چند ساعت دیگه الی فردا بهوش میاد
$عوضی تو چی میفهمی...
-یااااااااا همین عوضی جون دوست پ..سرتو نجات داد!!!
=یونگی اروم..اون الان نگرانه..
+هیونگ تو بیا پیش من(چشمکی به نامجون زد و نامجون هم سرشو تکون داد)

جیمین و یونگی رفتن تو اشپزخونه و نشستن رو صندلی.
+بهتری هیونگ؟
-خوبم . خودت چی؟
+اوکیم..
-بازم سیمای کوک اتصالی داد..
+اه اره فهمیدم چه اتفاقی افتاده..
-هوم..
+هیونگ؟
-بله؟
+عام هیچی
-بگو دیگه
+میای_
=بهوش اومد!!!
ببخشید کم بود
شرایط 19لایک 17 کامنت 5 نشر
دیدگاه ها (۷۱)

فالو شهههههه

Part 11

Part 10

کودک پدر پارت 5ویو ات: وسایلمو جمع کردم و از خونه زدم بیرون ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط