{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلنوشتهای خودمه میخوای بخون

دلنوشتهای خودمه میخوای بخون


منم شدم دوباره همون ⬅ دخی مغرور

هه خدا...تموم شد به همین راحتی... با یه خواسته نابه جا...نابودشدم خدااااا.... میفهمی حالمو...گریه هامومیبینی...شکستنمودیدی...به خاطر خواسته یه نفرکه دلت باهاشه بشکنی خیلی هاااا...داغون شدم...انتظار شونداشتم...همین کن احساس کردم همه چی داره خوب پیش میره قراره خوش باشیم تموم شد...‌..تمووووووووم...هه...زندگی همینه دل بستن،دل باختن،دل دادن، عاقبتش دل شکستن...رسم روزگار همینه...تو یه موجود لطیف و نازکی که طرز فکرت باجنس مخالفت زمین تااسمان فرق میکنه...دل میبندی به اینده ی خوب باهاش...خیال میبافی وقتی فکرمیکنه قشنگ اندازه و موفق شدی به خیال بافیت فکر میکنی این خیال به واقعیت تبدیل میشه یکی نخ کاموا که داری میبافی رومیکشه و همه چی خراب میشه دلت میشکنه و خوشیهات تلخ میشن برات... هه...
خاطره های که باهاش داشتی و مثل عسل برات شیرین بوده....میشه....خاطره که باهاش داشتی ولی الان طعمش فرق داره الان به جای اینکه مثل عسل شیرین باشه مثل زهرتلخه...مثل زیتون گسه...اینجاعه که میگی همه چی تموم شد دهنم سرویس شد دلم شکست... هه...حالادلم شده سنگ دیگه برا هرکسی لطیف نیست......اره اینجوریاست.....
دیدگاه ها (۱)

Kim v

عاشقانه های شبنم

این عکس منو یاد مامان‌بزرگ مامانم میندازه...ما بهش می‌گفتیم ...

آره من یه دختر ترسو و ضعیفم!...من از رفتن میترسم...از نبودن ...

✘ بعضی وقتا از همه چی سیر میشی ، نسبت به همه چی بی حوصله میش...

✘ بعضی وقتا از همه چی سیر میشی ، نسبت به همه چی بی حوصله میش...

برا اولین. بار یه خاطره تعریف کنم دوست داشتی بخون دلیل سنگ د...

✘ بعضی وقتا از همه چی سیر میشی ، نسبت به همه چی بی حوصله میش...

میدونی مرد؟!از یه جایی بعد دوره‌ی اینجور عشقا میگذره:فلان ری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط