روز های من با خانم رز 💙💕
روز های من با خانم رز 💙💕
پارت پنجم : زندگی نامه *آخرین زندگی نامه*
سونیک و سیلور :
اگ من اونا رو از امپراتوری شون به جزیره ی فرشته برد و این طوری بود که شاهزاده ها تنها شدن ...
پدر و مادرشان کل سرزمین رو دنبالشون گشتن و توی یکی از محله ها توسط اگ من کشته شدن و سرزمینشون هم به فراموشی سپرده شد* اما هنوز به بهشت نرفتن چون خیالشون از پسراشون راحت نیست و روحشون سرگردون هست توی اون محله که چیزی جز خرابه توش نیست *
امی :
مادرش مریضی اش بیشتر شد و زمین گیر شد و یه روز از خدمتکارش خواهش کرد که راحتش کنه از این همه زجر و بهش گفت که توی دارو اش سم بریزه و مرد .
پدرش هم توی یکی از سفر هاش کشته شد و امپراتوری به خطر افتاد و یک گروهی تشکیل داده شد تا آخرین ملکه سرزمینشون *امی* رو بکشن و یکی از جادوگر های قصر اینو فهمید و امی شش ساله رو با یه سفینه به یک جای امن بفرسته *قرار بود به سرزمین حیات برده بشه اما سفینه خراب شد و از جزیره ی فرشته سر در آورد * و خودش هم تونست زنده بمونه اما کسی اونو ندید .
شدو : پدر و مادرش اونو ول کردن چون تلاشی برای نجات دهنده بودن نکرد و اون یه جوری از آزمایشگاه جرالد روبوتنیک سر در آورد و جرالد روبوتنیک تظاهر کرد که خودش شدو رو ساخته با اینکه شدو مثل سونیک و امی به دنیا اومده بود و پدر و مادر *درستش پدر و مادر کثافـ*ت * داشت .
قهرمان شدن و بزرگ شدن سونیک و دوستیش با امی و تیلز و ناکلز رو پارت بعد می گم
خوبـ اینمـ پارتـ پنجمـ 🤗💝
امیدوارمـ خوشتونــــ ❤️ ــ اومدهـ باشهـ 😇💖
پارت پنجم : زندگی نامه *آخرین زندگی نامه*
سونیک و سیلور :
اگ من اونا رو از امپراتوری شون به جزیره ی فرشته برد و این طوری بود که شاهزاده ها تنها شدن ...
پدر و مادرشان کل سرزمین رو دنبالشون گشتن و توی یکی از محله ها توسط اگ من کشته شدن و سرزمینشون هم به فراموشی سپرده شد* اما هنوز به بهشت نرفتن چون خیالشون از پسراشون راحت نیست و روحشون سرگردون هست توی اون محله که چیزی جز خرابه توش نیست *
امی :
مادرش مریضی اش بیشتر شد و زمین گیر شد و یه روز از خدمتکارش خواهش کرد که راحتش کنه از این همه زجر و بهش گفت که توی دارو اش سم بریزه و مرد .
پدرش هم توی یکی از سفر هاش کشته شد و امپراتوری به خطر افتاد و یک گروهی تشکیل داده شد تا آخرین ملکه سرزمینشون *امی* رو بکشن و یکی از جادوگر های قصر اینو فهمید و امی شش ساله رو با یه سفینه به یک جای امن بفرسته *قرار بود به سرزمین حیات برده بشه اما سفینه خراب شد و از جزیره ی فرشته سر در آورد * و خودش هم تونست زنده بمونه اما کسی اونو ندید .
شدو : پدر و مادرش اونو ول کردن چون تلاشی برای نجات دهنده بودن نکرد و اون یه جوری از آزمایشگاه جرالد روبوتنیک سر در آورد و جرالد روبوتنیک تظاهر کرد که خودش شدو رو ساخته با اینکه شدو مثل سونیک و امی به دنیا اومده بود و پدر و مادر *درستش پدر و مادر کثافـ*ت * داشت .
قهرمان شدن و بزرگ شدن سونیک و دوستیش با امی و تیلز و ناکلز رو پارت بعد می گم
خوبـ اینمـ پارتـ پنجمـ 🤗💝
امیدوارمـ خوشتونــــ ❤️ ــ اومدهـ باشهـ 😇💖
- ۱۷۰
- ۰۳ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط