{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ساقی امشب می بنوشانم چو حالم حال نیست

ساقی امشب می بنوشانم چو حالم حال نیست
تا بجویم دلبری را چون نشانش خال نیست
ساقی امشب فارغم کن , از رفیق و نا رفیق
شرمشان باد نارفیقان ,
بختشان اقبال نیست
ساقی امشب لذت پرواز خواهم ,می بده
شوق پروازم نباشد , بی شرابت ,
بال نیست
ساقی امشب تا به لب پر کن تو جامم وانگهی

باده نوشانم , خرابم کن , مگو این حال چیست
دیدگاه ها (۱)

..

...

یکــــــــــ بار که تنــــــــــها بمانییکــــــــــ بار که ...

کسی داشت راه می رفت، پایش به سکه ای خورد.فکر کرد سکه طلا است...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط