کوک شوهر کینه ای Part18
ماریا چطور تونست قبول کنه درسته از اولش هم باهم مشکل داشتیم اما بازم دختر خالش بودم یک هفته از اومدن ماریا میگذشت همش پیش جونگ کوک بود باهم میخندیدن من لبخند جونگ کوک و بعد مرگ لیا ندیدم اما با وجود ماریا لبخند میزد ماریا خونه رو رنگی کرده بود با همه خدمتکار ها دعوا میکرد اما کسی جرات دعوا کردن با ماریا رو نداشت چون همه از جونگ کوک میترسیدن همش بهم تیکه مینداخت و بهم لقب قاتل خانم رو داده بود امروز جونگ کوک خونه بود و با ماریا تو سالن نشسته بودن و من هم داخل آشپزخونه بودم و آشپزخونه به سالن دید نداشت که یهو صدای داد ماریا بلند شد
- ۱۹۶
- ۰۲ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط