{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرگ و زندگی پارت 5 :

مرگ و زندگی پارت 5 :
و جواب تست مثبت بود اونا صاحب یه بچه شده بودن .
ات خیلی خیلی خوشحال بود و امیدوار بود واکنش نامجون هم همین باشه .
برگه ی سونوگرافی و گرفت و رفت سمته خونه . از ماشین پیاده شد و در خونه و باز کرد و رفت داخل و با قیافه ی عصبانی نامجون رو به رو شد . زبونش انگار بند اومده بود و نمی تونست حرفی بزنه .
نامجون: تا الان کجا بودی هاا ( با داد که نه عربده )
ات : م م من ب ب بیمارستان ب ب بودم ( با گریه و صدایی لرزون )
نامجون: اونجا چه غلطی می کردی ها
ات چیزی نگفت و فقط برگه ی سونوگرافی و به نام داد .
نامجون با خشم و عصبانیتی که تو ی چشماش بود به برگه نگاه کرد و خشمش صد برابر شد و بدون هیچ فکری یه سیلی محکم به صورت پر از اشک ات زد و داد زد : ببینم زیر خواب کی بودی که الان حامله ای ها هرزه
ویو ات :
حرفش مثل خنجری توی قلبم گریه ی بی صدام به هق هق تبدیل شد دیگه تحمل نداشتم از خونه اومدم بیرون و یه زنگ به داداشم زدم ( نکته = داداش ات تهیونگ هست )
تهیونگ: سلام ات خوبی بلخره یادی از ما کردی
که متوجه گریه ی ات شد
تهیونگ: ات چرا داری گریه می کنی ها چیزی شده ها بگو دیگه الان کجایی بگو بیام دنبالت حرف بزن اتتتت
ات : هق ته من هق الان هق دم در خونه ی اون عوضی هستم .
تهیونگ: همونجا بمون الان میام .
دیدگاه ها (۲)

شاهکارر

مرگ و زندگی پارت 4 :ا/ت و نامجون زندگی خوبی داشتن و همه چی ب...

~سناریو~#درخواستی وقتی دخترتون به شوخی میگه باردارم نامجون:...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط