{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اکس مافیای من پارت

اکس مافیای من پارت ۱۳
رزی:عههه خداییی؟ مگه چند ساعت خوابیدم😂(بچه ها از این به بعد هر ایموجی که گذاشتم یعنی حالت اون فردا مثلا الان با خنده گفت حرفشو )
تهیونگ:خب حالا بیخیال میگم یونا توروهم دعوت کرده پارتیش؟
رزی:ایششش آره دعوتم کرده
تهیونگ:اوکی پس ساعت 5 آماده باش میام دنبالت
رزی:نه نمی‌خواد خودم میام
تهیونگ:هیسسسس حرف نباشه همین که گفتم الانم قطع میکنم خدافظ پرنسس
رزی:نـــــــ (میخواست چیزی بگه که تهیونگ قطع کرد)
عههههههه مرتیکههههه جذاببببب قطع کردددددد
ویو رزی
پاشدم و رفتم wc دست و صورتم رو شستم و کارم رو انجام دادم و بعد برای خودم یه نودل آماده درست کردم و یه فیلم گذاشتم و نشستم به خوردن و نگاه کردن فیلم که به خودم اومدم دیدم ساعت ۴ شده پس سریع بلند شدم و رفتم یه حموم ۵ مینی اومدم بیرون و روتین پوستیمو انجام دادم بعدشم لباسمو پوشیدم و یه میکاپ کردم موهامو هم باز گذاشتم که دیدم گوشیم زنگ میخوره
زینگگگگگگگگگگ
تهیونگ:آلو پرنسس آماده ای؟
رزی:آره آمادم
تهیونگ :اوکی بیا پایین
رزی:اومدم
کیفمو برداشتم و رفتم بیرون که دیدم تهیونگ با یه کت و شلوار مشکی جذاب به ماشینش تکیه داده بود خدایی از حق نگذریم خیلی جذاب و خوشتیپهههههه
تهیونگ:به به پرنسس چه خوشگل شدی
رزی:ممنونم مستر تو هم جذاب شدی(😊)
تهیونگ: اوممم فقط حس نمیکنی لباست یکم کوتاهه؟
رزی:خب چرا ولی میخوام یکم یه نفرو اذیت کنیم باهام همکاری میکنی؟(با خنده شیطانی🤣)

اسلاید دوم لباس رزی
اسلاید سوم میکاپش
اسلاید چهارم مدل موهاش
دیدگاه ها (۲)

(هنوز شرطا نرسیده و می‌دونم قرار نیست برسه ولی چون بچه خوبیم...

اکس مافیای من پارت ۱۱پرش زمانی به صبحویو رزی از خواب بیدار ش...

^رُمــــآنـــــ^ | [نــِفــرتـــ وَ عِــشــقـــ] ...

از حموم اومدم بیرون و انتظار داشتم که جولی خونه باشه ولی دید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط