{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چشم وا کردم و دیدم

چشم وا کردم و دیدم
ڪ خدایم
" تــو " شدی

دفتر پر غزل خاطره هایم
" تـو " شدی

در سرم نیست
بجز حال و هوای
" تــو " و عشق

شادم از اینکه
همه حال و هوایم
" تــو " شدی
دیدگاه ها (۶)

ڪاشڪی او ماڸ مڹ بود ومنم ماڸ دلش…ڪاشڪی دریای عشقم میشد ومڹ س...

نمی دانم محبت رابر چه کاغذی بنویسم که هرگز پاره نشودبر چه گل...

میروم درخلوت دل صحبتی دیگر کنم صحبت ازاین روزگارِ بی در و پی...

عاشقانه های شبنم

در دلت یک غم زیباست ، دلم می گوید خسته از شاید و اما ست، دلم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط