{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جــای تعجبــ ـــ ندارد کــه گـاهـی ...

جــای تعجبــ ـــ ندارد کــه گـاهـی ...

نــوشتــه هــایـم غمگیننــد !!

و خــودم غمگیــن تــر از آنهـ ــا

دیگــر حتـ ـی حـوصله جنگیــدن بــا خــاطـراتـ ـم را هــم نـدارم ...

تــوانش را نیــ ـز !!

راستــی !! اگــر همیــن دلخوشـی لعنتـ ـی هــم نبــود ...

دیگــر تنهـ ـایی و خلـوتــ ـــ بــرایــم چــه مفهـومـی داشتــ ــــ ...!!
دیدگاه ها (۱)

می خواهم برگردم به روزهای کودکی آن زمان ها که : پدر تنها قهر...

وقتی میگویم " زن ها "منظورم واقعاً زنهاست !.همانهایی که بینی...

ﭼﻨﺎﻥ ﺯﻧـــﺪﮔﯽ ﺭﺍ ﺳﺨﺖ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﯾـﻢ ﮔـﻮﯾـﯽ ﺳﺎﻝ ﻫﺎ ﻗﺮﺍﺭ ﺍﺳﺖ ﺑﺎﺷﯿﻢ...

نمـــی دانـم چــــرا ؟!ایـن روزهــــا در جـــواب هـــرکــــه...

تکاپو پارت ۹۹: فکر کردم کشتمش! 🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍آن شب...عمارت برخلا...

سایه‌های کلاغپارت بیست‌وچهارم | گلوله‌ای که همه‌چیز را تغییر...

مردی در ساحل...[پارت دوم]ات چند دقیقه‌ی دیگر کنار یونگی ایست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط