{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرورگر شما از پخش ویدیو پشتیبانی نمی‌کند.

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و....

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و....

《《《 داستان درباره ات که اسمش مین دا و هیونجین ه شخصیت های فرعی رو در پارت های بعدی مشخص میکنم و قراره همه چی سوپرایزی باشه یعنی یهو دیدی تو داستان سولی( میدونید دیگه عکسش تو اسلاید ۳ ) رو آوردم 》》》



(( معرفی ))
من یه دختر ۱۷ ساله به اسم سو مین دا م بیماری قلبی دارم و بعد از مردن مامانم و بستری شدن بابام تو تیمارستان من زیر نظر خانم سونگ ( مدیر پرورش گاه ) بزرگ شدم یه جورایی اونو مثل مامانم میبینم و از اون جایی که من باید خیلی وقت پیش از پرورشگاه میرفتم اما بازم به خاطر خانم سونگ من به عنوان کارمند اونجا کار کردم من زندگیمو مدیون ایشون نم

معرفی شخصیت اصلی مرد :
من هوانگ هیونجین ام یه پسر ۲۴ ساله ام مدیر یه شرکت جواهر سازی معروف م ( در واقع رئیس یه باند‌ مافیاست اما خب داستان نو کم کم جلو میبرم ) از بین کل خانوادم یه خواهر دارم که اسم ش هوانگ جوهیون نه و در خارج از کشور ( کانادا ) زندگی میکنه

تمام اسم ها از من درآوردی به غیر از هیونجین ( از اسلاید ۲ گرفتم اسم هارو )
دیدگاه ها (۰)

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و .....p1 ساعت ۶ از خواب پا...

وقتی اون تو به سرپرستی میگیره و... p۲ س ۱۰ با کله رو زمی...

خب من رمان نویسم توی حساب دیگم نشد رمان بنویسم برا همین ...

سلام رمان جدید اسم : خون‌آشام من ژانر: دبیرستانی ، کمی غمگین...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط