پارت راز زندگی
پارت ۲1 (راز زندگی)😍
تهیونگ: دوست دارم گوگولیه من
میتسو: منم دوست دارم جذاب من
تو بغل هم خوابیدن
ویو صبح میتسو
از خواب بیدارشدم تهیونگ تو بغل خواب بود دلم نمیومد برای کاری که امروز قراره انجام بشه بیدارش کنم ....امروز قراره بریم خونه پدر و مادر تهیونگ و برای همین میخواستم زود بریم شوق دیدن خانوادشو داشتم اون یه خواهر به اسم جولیا و برادری به اسم یونی داشت و من میخواستم ببنمشون خیلی وقته ندیدمشون و بعد از اون میرم خونه پیش مادرم و خواهرم و دو تا برادرم خواهرم اسمش ساچا هست و یکی از برادرم اسمش سوهو و اون یکی هم جانگ هست برای همین تهیونگ بیدار کردم
میتسو: عشقم پاشو مگه نگفتی زود باید بیدارشیم
تهیونگ: هوممم واستا( خواب آلودگی)
میتسو: بلندشو
تهیونگ: فقط ۵ دقیقه ( خواب آلودگی)
میتسو: وایییی بلند شو دیگه( با جدیت و عصبی)
تهیونگ: هومممم(خواب آلودگی)
میتسو: میتسو منو اسکل میکنی اصلا من میرم ( با عصبی)
که تهیونگ مانع رفتن میتسو شد دست میتسو کشید و میتسو افتاد رو تخت
تهیونگ: یه شرط داره بلند بشم
میتسو: واییی تهیونگ ولم کن
تهیونگ: گوش بده
میتسو: خب بگو شرط رو( با بی حوصلگی)
تهیونگ: بزاری لباتو مزه کنم( کیوت)
میتسو: فکرشم نکن( با عصبی )
تهیونگ: پس منم بیدار نمیشم
میتسو خودش پیش قدم شد و لبشو گذاشت رو لب تهیونگ و مک میزنه
مبتسو: بست شد تازه خودم پیش قدم شدم
تهیونگ: مرسی عشقم صبحونه نمیخورم اگه خودت میخوری بخور من میخوام لباس بپوسم بعد بریم
میتسو : منم نمیخورم ذوق این و دارم برم اونحا
تهیونگ: وقتی رفتیم محل به پدرم نده اون آدمیه که لیاقت مامانم رو نداره و همش میزنش منم زوری نداشتم مادرم رو از دست اون هرزه بیارم بیرون همش با دختراس و وله
میتسو: ب ... باشه( با تعجب)
بعد از آماده شدن رفتن سوار ماشین شدن
ویو ماشین تهیونگ
سوار ماشین شدیم و حرکت کردیم و تو ماشین هیچ حرفی بینمون رد وبدل نشد و رسییدیم و از در خونه رفتیم داخل میتسو همش تو فکر بود دستشو گرفتم وارد خونه شدیم مادرم تا منو دید با بغض خیلی زیاد میتسو و منو بغل کرد
میتسو: سلام مادر جان
م \تهیونگ: سلام عروس نازم
در همون لحظه پدر تهیونگ اومد و تا منو و تهیونگ دید عصبی شد
پ \تهیونگ: این دختره زن این بچه س
میتسو: خوشبختم میتس.....
پ \تهیونگ: سری برین بیروننننننننن ( داد)
تهیونگ: داد نزن اومدم دیدن مادرم
پ \ تهیونگ: سری گومشو
تهبونگ: تو یه آدم بی لیاقتی دختر باز کثافت مادرم امرشو صرف تو خل و چل داد
تهیونگ دست میتسو مادرشو مبگیره و میزاره تو ماشین و نشست و ماشین رو روشن کرد تهیونگ حرکت کرد و جوری تند میرفت که انگار هزاران سرباز دنبالشن
میتسو» تهیونگ. آروم باس
تهیونگ...........
تهیونگ: دوست دارم گوگولیه من
میتسو: منم دوست دارم جذاب من
تو بغل هم خوابیدن
ویو صبح میتسو
از خواب بیدارشدم تهیونگ تو بغل خواب بود دلم نمیومد برای کاری که امروز قراره انجام بشه بیدارش کنم ....امروز قراره بریم خونه پدر و مادر تهیونگ و برای همین میخواستم زود بریم شوق دیدن خانوادشو داشتم اون یه خواهر به اسم جولیا و برادری به اسم یونی داشت و من میخواستم ببنمشون خیلی وقته ندیدمشون و بعد از اون میرم خونه پیش مادرم و خواهرم و دو تا برادرم خواهرم اسمش ساچا هست و یکی از برادرم اسمش سوهو و اون یکی هم جانگ هست برای همین تهیونگ بیدار کردم
میتسو: عشقم پاشو مگه نگفتی زود باید بیدارشیم
تهیونگ: هوممم واستا( خواب آلودگی)
میتسو: بلندشو
تهیونگ: فقط ۵ دقیقه ( خواب آلودگی)
میتسو: وایییی بلند شو دیگه( با جدیت و عصبی)
تهیونگ: هومممم(خواب آلودگی)
میتسو: میتسو منو اسکل میکنی اصلا من میرم ( با عصبی)
که تهیونگ مانع رفتن میتسو شد دست میتسو کشید و میتسو افتاد رو تخت
تهیونگ: یه شرط داره بلند بشم
میتسو: واییی تهیونگ ولم کن
تهیونگ: گوش بده
میتسو: خب بگو شرط رو( با بی حوصلگی)
تهیونگ: بزاری لباتو مزه کنم( کیوت)
میتسو: فکرشم نکن( با عصبی )
تهیونگ: پس منم بیدار نمیشم
میتسو خودش پیش قدم شد و لبشو گذاشت رو لب تهیونگ و مک میزنه
مبتسو: بست شد تازه خودم پیش قدم شدم
تهیونگ: مرسی عشقم صبحونه نمیخورم اگه خودت میخوری بخور من میخوام لباس بپوسم بعد بریم
میتسو : منم نمیخورم ذوق این و دارم برم اونحا
تهیونگ: وقتی رفتیم محل به پدرم نده اون آدمیه که لیاقت مامانم رو نداره و همش میزنش منم زوری نداشتم مادرم رو از دست اون هرزه بیارم بیرون همش با دختراس و وله
میتسو: ب ... باشه( با تعجب)
بعد از آماده شدن رفتن سوار ماشین شدن
ویو ماشین تهیونگ
سوار ماشین شدیم و حرکت کردیم و تو ماشین هیچ حرفی بینمون رد وبدل نشد و رسییدیم و از در خونه رفتیم داخل میتسو همش تو فکر بود دستشو گرفتم وارد خونه شدیم مادرم تا منو دید با بغض خیلی زیاد میتسو و منو بغل کرد
میتسو: سلام مادر جان
م \تهیونگ: سلام عروس نازم
در همون لحظه پدر تهیونگ اومد و تا منو و تهیونگ دید عصبی شد
پ \تهیونگ: این دختره زن این بچه س
میتسو: خوشبختم میتس.....
پ \تهیونگ: سری برین بیروننننننننن ( داد)
تهیونگ: داد نزن اومدم دیدن مادرم
پ \ تهیونگ: سری گومشو
تهبونگ: تو یه آدم بی لیاقتی دختر باز کثافت مادرم امرشو صرف تو خل و چل داد
تهیونگ دست میتسو مادرشو مبگیره و میزاره تو ماشین و نشست و ماشین رو روشن کرد تهیونگ حرکت کرد و جوری تند میرفت که انگار هزاران سرباز دنبالشن
میتسو» تهیونگ. آروم باس
تهیونگ...........
- ۲.۰k
- ۰۱ فروردین ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط