Part

Part ⁹⁸
ا.ت ویو:
مدتی گذشت و تمام جاده خیس شده بود..با برخورد نور تیر چراغ برق ها به جاده..جاده برق میزد..انقد محو بارون شده بودم که گذر زمان رو متوجه نشده بودم..با وارد شدن به حیاطی بزرگ به خودم اومدم..ماشین های زیادی داخل حیاط پارک شده بودن..با توقف کامل ماشین نگاهمو به تهیونگ دادم..با نگاه کردن بهش حس خوبی میگرفتم..با تقه ای که به شیشه ماشین خورد نگاهمو از تهیونگ گرفتم و به شیشه ماشین دادم..جونگ کوک بود که با انگشتش به شیشه ضربه میزد..چتری بالای سرش توسط جیمین گرفته شده بود و چتر بسته ای بین دستاش بود
تهیونگ:بیا پایین
سرم رو تکون دادم و در ماشین رو باز کردم..جونگ کوک با لبخند نگاهم میکرد..جونگ کوک چترو باز کرد و داد دستم..لبخندی بهش زدم و نگاه تهیونگ کردم که ماشین رو دور زد و کنارم زیر چتر قرار گرفته بود..دسته چتر رو از بین انگشتام جدا کرد و بین دستای خودش گرفت..
جیمین:بهتره بریم داخل
تهیونگ حرفش رو تایید کرد..جیمین چتر دیگه ای داد دست جونگ کوک گفت
جیمین:خودت بیا
جونگ کوک هم سریع چتر رو باز کرد و بالای سرش گرفت و سمت جایی که مهمونی بود رفت..جایی که مهمونی بود مثل خونه بود..تهیونگ دستشو دور کمرم حلقه کرد و منو به خودش نزدیک تر کرد..نگاهی بهم انداخت گفت
تهیونگ:بهتره بریم تا خیس نشدیم
سرم رو تکون دادم و همراه هم سمت در اصلی رفتیم..در باز شد انتظار داشتم همه جا تاریک و بوی مشروب الکل به مشامم بخوره ولی اینطور نبود..همه جا روشن بود و همه درحال بگو بخند بودن..مثل دفعه قبل که توی عمارت اقای کیم مهمونی بود..تهیونگ منو سمت جایی که عده‌ای کمی اون اطراف بودن بودن..قبل از ما جیمین و جونگ کوک نشسته بودن..تهیونگ روی صندلی کنار جیمین و منم کنارش نشستم..تهیونگ نگاهی به جونگ کوک انداخت پوزخندی زد گفت
تهیونگ:این بود مهمونی هیجان انگیز؟
جونگ کوک به صندلیش تیکه داد خندید گفت
کوک:تازه اولشه
با این حرفش تمام چراغ های سالن خاموش شد و موزیکی با صدای بلند توی سالن پیچید
کوک:حواستون باشه چیز خورتون نکنن
بعد نگاهی به من کرد گفت
کوک:مخصوصا تو ا.ت
تهیونگ نگاهی به اطرافش انداخت و بعد نگاهی به من..
تهیونگ:ایندفعه چشم ازت برنمیدارم
جیمین که تا اون موقع ساکت موندن بود زبون باز کرد گفت
جیمین:اون دفعه هم همینو گفتی
تهیونگ اخماش توی هم کشیده شد و چشماشو روی هم فشار داد..
تهیونگ:الان شروع نکن
جیمین نگاهی به تهیونگ انداخت گفت
جیمین:بهتره حواست به ا.ت باشه

ادامه دارد🍷
دیدگاه ها (۴۱)

Part ⁹⁹ا.ت ویو:جیمین:بهتره حواست به ا.ت باشهتهیونگ بدون حرف ...

Part ¹⁰⁰ا.ت ویو:کوک:چرا رنگت پریده؟ تهیونگ ویو:با خشم به ا.ت...

Part ⁹⁷ا.ت ویو:با صدای به هم خوردن در اتاق چشمامو باز کردم.....

Part ⁹⁶ا.ت ویو:انگار به ارامش رسیده بود..با صدای اقای کیم ن...

فیک قلدر کلاس

🕸🎀𝑻𝒘𝒊𝒏𝒔 رمان مدرسه ای(دوقلو ها) ★ 𝒑: ⁷ا/ت: مز..ا..حم(مکث) [ج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط