آن یار پری روی که زود از بَرِ ما رفت

آن یار پری روی که زود از بَرِ ما رفت
از ما گذر کرد ندانیم به کجا رفت
مُهر از سرِ زلفِ تو گرفتیم و شکستیم
از ما به چه تقصیر و خطا باز چها رفت
هرگز نرود از دلِ ما یاد عزیزان
آری ز کجا خاست دلِ رفته ز جا رفت
هر چند که رفت از سرِ گفتار بسی گفت
در هر چه سخن رفت و به هر گونه دعا رفت
بر خاکِ درت دیده فرو ریخت چو چشمم
تا بر سرِ کویِ تو چو خاکِ درِ ما رفت
آن روز که می رفت تو گفتی به عیادت
هر حرف که از دردِ دلِ خلق به ما رفت
دیدگاه ها (۰)

شهدا

هر زمان شوری دگر دارم ز توهر نفس دل خسته‌تر دارم ز توبر بساط...

عاشقانه های شبنم

از کوچه زیبای تو امروز گذشتمدیدم که همان عاشق معشوقه پرستمدی...

بخت آیینه ندارم که در او می‌نگریخاک بازار نیرزم که بر او می‌...

بر سر تربت ما چون گذری...

ای سروِ ناز، بر سرِ پیمانِ ما بمانای ماهِ شب، به خلوتِ چشمان...

تو ای آرام جان من ، مرا تو برتر از جانیچو خون بر رگ شدی جاری...

#در_بندِعشق...تو را در همان شب مهتابی دیدمسیه چشم و گسیو کمن...

ظاهرا سیلی‌هایی که دولت امارات به خاطر مشارکتش در تجاوز آمری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط