آن یار پری روی که زود از بر ما رفت
آن یار پری روی که زود از بَرِ ما رفت
از ما گذر کرد ندانیم به کجا رفت
مُهر از سرِ زلفِ تو گرفتیم و شکستیم
از ما به چه تقصیر و خطا باز چها رفت
هرگز نرود از دلِ ما یاد عزیزان
آری ز کجا خاست دلِ رفته ز جا رفت
هر چند که رفت از سرِ گفتار بسی گفت
در هر چه سخن رفت و به هر گونه دعا رفت
بر خاکِ درت دیده فرو ریخت چو چشمم
تا بر سرِ کویِ تو چو خاکِ درِ ما رفت
آن روز که می رفت تو گفتی به عیادت
هر حرف که از دردِ دلِ خلق به ما رفت
از ما گذر کرد ندانیم به کجا رفت
مُهر از سرِ زلفِ تو گرفتیم و شکستیم
از ما به چه تقصیر و خطا باز چها رفت
هرگز نرود از دلِ ما یاد عزیزان
آری ز کجا خاست دلِ رفته ز جا رفت
هر چند که رفت از سرِ گفتار بسی گفت
در هر چه سخن رفت و به هر گونه دعا رفت
بر خاکِ درت دیده فرو ریخت چو چشمم
تا بر سرِ کویِ تو چو خاکِ درِ ما رفت
آن روز که می رفت تو گفتی به عیادت
هر حرف که از دردِ دلِ خلق به ما رفت
- ۱.۳k
- ۲۸ مرداد ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط