{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

این حنجره جز با لب ِ تو، شعر نخوانده

این حنجره جز با لب ِ تو، شعر نخوانده
جز طعم ِصدایت به صدایش نچشانده

قلب تو زیارتکده ای در دل کوه است
یک عشق نفسگیر، مرا تا تو رسانده

خودکار، شده قطره چکانی پر ِ احساس
از شیره ی جان تو در این شعر، چکانده

آنقدر نوشتم " تو" که باغ ِ گل سرخی
در گوشه ی هر ناخن من ، ریشه دوانده

سرسخت چو ابریشمی و دست کبودم
گل های تو را بر تن قالیچه ، نشانده

سرسبزترین باغ زمین است  نگاهت
یک عالمه پروانه به این سمت ، پرانده

یک رود ِخروشان و دو مرغابی ِ حیران
دست تو مرا تا دل این رود ،کشانده

ممنوعه ترین منطقه ی عشق ، همین جاست
راهی به جز آواره شدن در تو نمانده
دیدگاه ها (۵)

فراتر از خویش

عاشقانه های شبنم

اهل کاشانم روزگارم بد نیست ...

این شعر را برای تو می‌گویمدر یک غروب تشنه‌ی تابستاندر نیمه‌ه...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿تو کجایی؟در گستره ی بی مرز این جهانتو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط