{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من از چشمان خود آموختم رسم محبت را

من از چشمان خود آموختم رسم محبت را

که هر عضوی به درد آید به جایش دیده میگرید

هر کس که گفت بهر تو مردم دروغ گفت

من راست گفتم که برای تو زنده ام
دیدگاه ها (۶۳)

ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﯽ ﭼﯿﺰ ﻋﺠﯿﺒﯽ ﺍﺳت...ﻭﻗﺘﯽ ﻣﯽ آﯾﺪ...ﮔﺎم هاﯾﺶ آنقدﺭ ﺁﺭﺍﻡ ﺍﺳ...

من اگر روزی شود نقاش این دنیا شوماین جهان را عاری از هر غصه ...

گئدیرم اؤزگه یارین شمعینه پروانه اولامسئوگیمه لاییق اولان دی...

ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﺑﺴﭙﺎﺭ، ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺩﻟﺖ ﺗﻨﮓ ﺍﺳﺖﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺻﺪﺍﻗﺘﻬﺎ ، ﺁﻟ...

عاشقانه

صدای مهیب p17

.ز دلتنگی ترا امشب به گوگل جستجو کردمیه کاری بر تسلی این دلـ...

درخواستی عضو هشتم Part:⁸-من ...من حاملم برای لحظه ای انگار ز...

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²¹یک سال و نیم بعد______...

شهید زنده ای جانباز نستوهصلابت در تنت پیچیده چون کوهگل خورشی...

بیو برای اوسیماسم: چیوریفامیل: تسوگیکونی تایپ: INTJرده: هاشی...

رومان عشق مافیا پارت 21از زبان ا/تواییی خیلی درد میکرد مجبور...

تو که در باغِ جتسیمانی، عرق چون قطراتِ خون از پیشانی‌ات چکید...

داشتم با دوستم تلفنی حرف می‌زدم و همزمان با پسرم که از صبح ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط