باز هم شب شدو این ماه قشنگ
باز هم شب شدو این ماه قشنگ
همچو رامشگر ،با عود ،وَ چَنگ
میزند زخمه به تار ،می سراید همه رنگ
می فریبد همه را،مست و بی خود ،چون بنگ
من و تو دست به دست،گوش بر ضربْ آهنگ
می کنیم رقص و طرب،باهم و بی درنگ
یک قدم را به جلو ،یک قدم را به عقب،همه با هم چون هنگ
قصه ما اکنون،قصه ی ماه و پلنگ
می جهد از جایش،می کشد پنجه برای یک جنگ
تو چه هستی ای ماه؟سیاره و یا یک نیرنگ؟؟
باز هم شب شدو شاعر شده ام
باز هم ماه نمایان شدو عاشق شده ام.
همچو رامشگر ،با عود ،وَ چَنگ
میزند زخمه به تار ،می سراید همه رنگ
می فریبد همه را،مست و بی خود ،چون بنگ
من و تو دست به دست،گوش بر ضربْ آهنگ
می کنیم رقص و طرب،باهم و بی درنگ
یک قدم را به جلو ،یک قدم را به عقب،همه با هم چون هنگ
قصه ما اکنون،قصه ی ماه و پلنگ
می جهد از جایش،می کشد پنجه برای یک جنگ
تو چه هستی ای ماه؟سیاره و یا یک نیرنگ؟؟
باز هم شب شدو شاعر شده ام
باز هم ماه نمایان شدو عاشق شده ام.
- ۷۵۸
- ۲۰ آبان ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط