{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باز هم شب شدو این ماه قشنگ

باز هم شب شدو این ماه قشنگ
همچو رامشگر ،با عود ،وَ چَنگ
میزند زخمه به تار ،می سراید همه رنگ
می فریبد همه را،مست و بی خود ،چون بنگ
من و تو دست به دست،گوش بر ضربْ آهنگ
می کنیم رقص و طرب،باهم و بی درنگ
یک قدم را به جلو ،یک قدم را به عقب،همه با هم چون هنگ
قصه ما اکنون،قصه ی ماه و پلنگ
می جهد از جایش،می کشد پنجه برای یک جنگ
تو چه هستی ای ماه؟سیاره و یا یک نیرنگ؟؟
باز هم شب شدو شاعر شده ام
باز هم ماه نمایان شدو عاشق شده ام.
دیدگاه ها (۱)

عشق من! بگذار تا راحت فراموشت کنمدر میان این شب تاریک ، خامو...

بی تو این شهر برایم قفسی دلگیر استشعر هم بی تو به بغضی ابدی ...

با چه برگی حکم دل کردی، که آسش دست ماستبرگ های سر، پیاپی آمد...

چشم مست یار من میخانه می ریزد بهممحفل مستانه را رندانه می ری...

پارت ۳۰ته‌سوک از جایش بلند شد. حرکتش آرام بود، اما آنقدر سنگ...

#درخواستی#انعکاس_خشم#پارت¹قطرات درشت باران پاییز با ضرب‌آهنگ...

℘ɑׁׅꭈׁׅtׁׅ 5 | یک قدم نزدیک‌ترروزهای بعد، چیزی بین ا/ت و جیم...

007-آلما ویسکی - پارت ۶۰

🎻۲۲:۱۸ | خیابان Saint-Jacques، منطقه پنجمدست‌هایش در جیب کتش...

فیک : همسر قراردادی آقای جئون

007-پنهان در مه - پارت ۷۳

سایه‌های کلاغپارت چهلم | وقتی کلاغ‌ها پرواز کردندباد سرد از ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط