{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چشم مست یار من میخانه می ریزد بهم

چشم مست یار من میخانه می ریزد بهم
محفل مستانه را رندانه می ریزد بهم

دل پریشان میکند امواج گیسوی نگار
تا که موی آن پری بر شانه می ریزد بهم

قطره اشکی که می غلتد ز چشمانش به ناز
از تاثر مرغ دل را لانه میریزد بهم

ای دل آن نا مهربان گر مهربان گردد به من
از نشاط خاطری دنیا نمی ریزد بهم
دیدگاه ها (۱)

� ┅─═ঊঈ🀄 ️ঊঈ═─┅ ┅─═ঊঈ🀄 ️ঊঈ═─┅ چشم مست یار من میخانه می ریزد ...

چشم مست یار من میخانه می‌ریزد بهممحفل مستانه را رندانه می‌ری...

چشم مست یار من میخانه می‌ریزد بهممحفل مستانه را رندانه می‌ری...

چشم مست یار من میخانه می ریزد بهممحفل مستانه را رندانه می ری...

چشم مست یار من میخانه می ریزد بهممحفل مستانه را رندانه می ری...

چشم مست یار من میخانه می ریزد بهممحفل مستانه را رندانه می ری...

چشم مست یار من میخانه می ریزد بهممحفل مستانه را رندانه می ری...

چشم مست یار من میخانه می ریزد بهممحفل مستانه را رندانه می ری...

چشم مست یار من میخانه می ریزد بهممحفل مستانه را رندانه می ری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط