{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آبی به چهره‌ات بزن

آبی به چهره‌ات بزن
شانه‌ای به موهایت
آن پیراهن بی‌آستینت را هم
که مرا یاد بالکن‌های بارسلون می‌اندازد بپوش
خیلی وقت است جایی نرفته‌ایم
و کاری نکرده‌ایم که نسیم
به پنکه‌ی سقفی بالای بسترمان حسادت کند ...

" عباس صفاری "
دیدگاه ها (۱)

تو را تنها برای خود، چه خود خواهانه می خواهمتو را با هرچه غی...

ﺩﻭﺭﻡ ﺍزﺗﻮﺑﯽ ﻗﺮﺍرﮔﺮﻣﺎﯼ ﺩﻟﺖمیﻟﺮﺯﻡ ﺍﯾﻨﺠﺎﺍﺣﺴﺎﺱ ﻣﯽ ﺷﻮﯼﭼﻮﻥﺳﺎﯾﻪﯼﺧﻤﯿ...

ﺁﺭﺍﻡ ﺑﮕﯿﺮ ﺩﻟﻢ …ﺗﻨﮓ ﻧﺸﻮ ﺑﺮﺍﯾﺶ …ﻣﮕﺮ ﻧﺸﻨﯿﺪﯼ ﺟﻤﻠﻪ ﯼ ﺁﺧﺮﺵ ﺭﺍ !“ﭼﯿ...

── ﻣــــﯿﺨــﻮﺍﻫـﻰ ﺑــــﺮﻭﻯ؟! ﺑــــــﻬﺎﻧــﻪ ﻣـــــــﯿﺨﻮﺍﻫﻰ؟ ﺑ...

پیوند خون و اختیارپارت ۱ | شبی که سرنوشت نوشته شدباران آرام ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط