{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت سوم

پارت سوم
(اسمشو شما انتخاب کنید)
چاعان:باهات در تماس باشم وبتونیم قرار بذاریم برای پروژه به چی نیاز دارم
لیا برای چند ثانیه چیزی نگفت و خیره شد
لیا:توکه شمارمو نداری
چاعان:همینو بگو
لیا:باشه...
یاعیز:خب باهاتون هماهنگ میکنیم
چاعان نمیخوای شماره ی این دختره رو برداری نگران نباش برای پروژه است
یاعیز:😂 نه نمیخوام
لیا تو راه خونه به توانا گفت
لیا:من با خیلیا توی یه پروژه هم گروه و همکاری کردیم ولی برای هیچ کدوم اینجوری نشدم
توانا:حالا عاشق نشو
لیا:😅 نه بابا
توانا راستش منم....
لیا حرفش رو قطع کرد
لیا:هی اسمشون رو نپرسیدیم چقدر خنگیم اخه ما
توانا:ترسوندیم چیزی نشده میپرسی حالا
چاعان و یاعیز
یاعیز:میخوام یه چیزی بهت بگم ولی شاید باور نکنی
چاعان:چی؟
یاعیز:من......
دیدگاه ها (۴)

پارت چهارم( اسمشو شما انتخاب کنید)یاعیز:من از این دختره خوشم...

پارت پنجم(اسمشو شما انتخاب کنید)یهو افتاد و یاعیز گرفتتشیاعی...

پارت دو(اسمشو شما انتخاب کنید)یهو لیا افتاد و چاعان گرفتتشتو...

پارت اول(میخوام اسمشو شما انتخاب کنید)صبح بهاری بود صدای تلف...

رمان[مافیا ی خشن] 😈❤پارت: نهملیا و چاعان همو محکم بغل کردن ل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط