{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت دو

پارت دو
(اسمشو شما انتخاب کنید)
یهو لیا افتاد و چاعان گرفتتش
توانا :حالت خوبه لیا؟
لیا:خوبم
یاعیز:چیزیتون نشد؟
لیا:نه خوبم
توانا:بخاطر شما نزدیک بود خواهر از پله ها بیوفته بیا بریم
یاعیز:ببخشید واقعا
لیا:مگه نگفتین دیرتون شده برین دیگه
چاعان و یاعیز یه طوری شده بودن خشکشون زده بود بعد لیا گفت
لیا:هوی چتونه؟
توانا:خوابتون برد مگه؟
چاعان و یاعیز:اها باشه چی
لیاو توانا:😅
و وقتی لیا و توانا وارد کلاس شدن دیدن ا باهم تو یه کلاسن
لیا:ا اینا اینجان
توانا:توی یه کلاسیم بیا بریم بشینیم به اندازه کافی دیرمون شده بدو
یهو استادشون اومد و ازشون میخواست که یه پروژه آماده کنند و لیا با چاعان افتاد و توانا بایاعیز
یاعیز:چه شانسی ماداریم این دختره منو میکشه
چاعان😅
چاعان یهویی اومد پیش لیا و گفت.......
دیدگاه ها (۹)

وقتی وسط مهمونی....🏵️جونگکوک: آماده شدی عزیزم؟؟ــ آره اومدم....

پارت ۶= چرا نیام صد درصد میام÷ خبب پاشو بریم = کجا بریم ؟ + ...

سناریو خط قرمز پارت ۳

True Love②⑧با خوشحالی رفتم داخل خونه ا/ت: ماماننننن، ماماننن...

p24²عروس فراریولی این جعبه کاملا سالمه ریندو کاکوچو هم جعبه ...

رمان هکر کوچولوی من پارت سوم

این اولین سناریو ای هست که نوشتم امید وارم خوشتون بیاد عکس ...

پارت ۲: دیدارِ غیرمنتظرهسریع دویدیم سمتِ سالن پرواز، نفسم دا...

مافیای من

#درخواستیپارت ۳که یهو همه وارد دستشویی شدن و خشکشون زد...چند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط