هر دم به راهی می روم ، تنها و سرگردان چرا ؟
هر دم به راهی می روم ، تنها و سرگردان چرا ؟
گم گشته در افکار خود ، بی يارو بی سامان چرا ؟
وای از دل خونبار من ای وای از اين تنهاييم
هميشه باشم در بلا ، دور از همه ياران چرا ؟
ساقی بياور باده ای تا جان رها از خود کنم
در بند زندان بلا با اين تن بيجان چرا ؟
در فصل سرما گم شده دوران شادی و صفا
رفته وفا از جمع ما ، قحطی شده ايمان چرا ؟
دردی عيان در پيش ما ، گشته نهان از خويش ما
درمان ندارد ريش ما ، اين درد بی درمان چرا ؟
گم گشته در افکار خود ، بی يارو بی سامان چرا ؟
وای از دل خونبار من ای وای از اين تنهاييم
هميشه باشم در بلا ، دور از همه ياران چرا ؟
ساقی بياور باده ای تا جان رها از خود کنم
در بند زندان بلا با اين تن بيجان چرا ؟
در فصل سرما گم شده دوران شادی و صفا
رفته وفا از جمع ما ، قحطی شده ايمان چرا ؟
دردی عيان در پيش ما ، گشته نهان از خويش ما
درمان ندارد ريش ما ، اين درد بی درمان چرا ؟
- ۱۴۷
- ۲۰ بهمن ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط