از سر باران
از سر باران
تا ته پاییز
تجربه های کبوترانه روان بود!
باران وقتی که ایستاد
منظره اوراق بود.
وسعت مرطوب از نفس افتاد.
قوس قزح در
دهان حوصلهٔ ما
آب شد...
👤سهراب سپهری
تا ته پاییز
تجربه های کبوترانه روان بود!
باران وقتی که ایستاد
منظره اوراق بود.
وسعت مرطوب از نفس افتاد.
قوس قزح در
دهان حوصلهٔ ما
آب شد...
👤سهراب سپهری
- ۹۰۲
- ۱۸ مهر ۱۴۰۰
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط