{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

P

P8🐣






-{میره بالا دم اتاق میا و در میزنه} میا
&بیا تو داداش
-{میره تو و میشینه رو تخت}چیکار میکنی
&هیچی میخواستم فیلم ببینم
-اوم منم حوصلم سر رفته چی میبینی
&هنوز انتخاب نکردم
-بنظرم این یکی خوبه
&باشه پس همینو میزارم{از لب تاپ فیلیمی که یونگی گفت رو پلی میکنه}
-{دراز کشید رو تخت و میا رو بغل کرد}
&{سرشو گذاشت رو سینه یونگی و غرق فیلم شد}






بعد 15min//






یونگی«داشتم فیلمو نگاه میکردم که متوجه شدم میا خوابش برده اینو نگا کنا یه ربع نگذشته بیهوش شد فیلمو خاموش کردم و لب تاپ رو گذاشتم رو میز و میا رو روی تخت صاف کردم و پتو رو کشیدم میخواستم برم بیرون که دیدم دستمو محکم گرفت





& نرووو{آروم و غرق در خواب}





مجبور شدم بمونم آروم پیشش دراز کشیدم که دیدم اومد سمتم و محکم بغلم کرد اینکارا ازش خیلی بعیده اما منم بغلش کردم و پتو رو روی خودمم کشیدم و پیش میا خوابم برد









ادامه دارد...
دیدگاه ها (۳۵)

*متن بیانیه:«سلام، این بیگ‌هیت موزیکه.می‌خوایم یه آپدیت دربا...

P9🐣میا«با سنگینی روی پلکام از خواب بیدار شدم دیدم تو بغل داد...

P7🐣&وا داداش{پوکر}-اهم...غلط کردمجیمین«{خنده} وای تا حالا هی...

P6🐣&{خنده}-{در میزنه} نامجون=کیه؟{درو باز میکنه}-یه جوری میگ...

Echo oF Midnight Part:⁴یونگی: در عجبم اینقدر بچه ارومی شده ه...

شرابی از جنس نفرتپارت ۳۹وارد شدم و موری روی صندلیِ میزش نشست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط