{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چند پارتی درخواستی

چند پارتی درخواستی
پارت ۳






ا/ت . خیل خوب حالا .... شام آماده اس پسرا؟
مینهو . بله آماده اس
یوجی .‌ تا شما میز رو بچینید ما هم میام
مینسو. اوکی ... بیاین دخترا وسایل رو از داخل بیاریم..
ا/ت . یورا . اوکی
ادمین . وسایل رو آوردن و چیدن و دور هم شام خوردن ...
بعد از شام
مینسو . دستتون درد نکنه پسرا واقعا عالی بود
یوجی. خواهش میکنم
یورا . بچه ها پایه اید امشب همینجا لب ساحل چادر درست کنیم بخوابیم .... هوا خیلی خوبه کم پیش میاد باهم بیایم اینجا ها ...
مینسو. ا/ت . اره .... میشه بمونیم؟
تهیونگ . من که موافقم شما چی میگید ؟
مینهو. من که اوکی ام
یوجی . منم تابع جمع ام ... ولی الان زوده بخوابیم ... بیاید آتیش روشن کنیم دور آتیش داستان بگیم
یورا . عالیه ... من میرم مارشمالو کبابی بیارم که کباب کنیم این طوری بیشتر کیف میده..
یوجی اوکی
ا/ت . داستان ترسناک نگین هاا... من میترسم ...
مینهو . اتفاقا فقط داستان ترسناک میگیم .. ( پوزخند
ا/ت . پوکر نگاش کرد ...
مینهو .‌ادا در آورد که ا/ت بخنده اما ا/ت همون طور پوکر نگاش میکرد ... ضد حال
ا/ت . خیل خوب ... به قول یوجی منم تابع جمع ام ... جهنم الضرر..
مینهو . ووو چه زود شجاع شدیی( پوزخند
ا/ت . دمپایی شو در آورد... یااا میزنماا
تهیونگ . هعیی...هعییی...دوست دختر منو اذیت نکن.. نترس عزیزم من پیشتم
مینهو . خیل خوب.... خیل خوب ( خنده
یوجی . بچه ها بیاد آتیش رو شن کردم بیاید اینجا بشینید
همه. اوکی ...
یورا . بفرما ... اینم مارشمالو کباب کنید حالشو ببرید
همه . ممنون ... ( دور آتیش نشستن و مارشمالو کباب میکردند و منتظر بودن یکی شروع کنه به داستان گفتن
مینهو. خیل خوب... من اول داستان میگم... اونم ترسناک قلباتون رو نگه دارید نیوفته ( پوزخند
ا/ت . محل نداد و مشغول کباب کردن مارشمالوش شد
مینهو . شروع کرد به تعریف کردن داستان و حتی طی ادا هایی که موقعه داستان تعریف کردن در نیاورد یورا و مینسو هم جیغ میزدن محکم دست بوی فرندا شون رو می گرفتند و ا/ت هم میشد گفت قشنگ پشت تهیونگ قائم شده .... این داستان برای دخترا ترسناک بود اما پسرا از اینکه دوست دخترا شون محکم بهشون چسبیده بودن یه احساس غروری داشتن و کاملا راضی بودن.....






ادامه دارد......
دیدگاه ها (۶)

سناریو بی تی اس وقتی رگ ایرانیت گل میکنه و کنترل رو میکوبی ب...

ONLY MINE PART 45ویو فردا میرا . زود بلند شدم و لباسمو عوض ک...

ONLY MINE PART 44 ۴ ساعت بعد دکتر از اتاق عمل ومد بیرون کوک ...

چند پارتی درخواستی پارت ۲اسلاید ها. وسایل بچه ها ویو ویلای ب...

P9یو مینا سان از دست اون ۲۵ نفری که لایک نکردن ناراحتم T^T ر...

P14یو مینا ♤ حوصله ام سر رفتههههههههه_دیدار غیر منتظره_ریندو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط