{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باور کن این صدا را

باور کن این صدا را
صدای گذشت زمان را
این صدای بی صدا را
امید را
اینها همه از آن من هستند
و از آن تو
باور کن که من
امروز کتابم را گشوده یافتم
و همه آنچه را که در خود داشتم
همه آرزوها را در آن خواندم
و اکنون به فرداها می اندیشم
فردای خوشبختی
عشق، محبت و گذشت
و می دانم تو چه به من می گویی
به من می گویی:
خزان را فراموش کن و به سبزی برگ و زلالی چشمه بیندیش
و آنگاه
بهار از آن توست ...
دیدگاه ها (۳)

عهد کردم عاشقانه سر نهم در پای عشقزندگی یعنی نشستن با تو در ...

من مست جام باقی ام دارم هوای عاشقیحیران روی ساقی ام دارم هوا...

جز تــــو کی می تونه عزیز من باشهکی می تونه تــــــو قلب من ...

چقدر آرام میشوم وقتی . . .عطر نفس هایت به تنم میخورد . . .چق...

ای پدر…دیگر خسته شده‌ام.احساس می‌کنم از من روی برگردانیده‌ای...

#سایه_ای_در_خانه_چئون # part_42یونا چند لحظه هیچ نگفت.انگار ...

باورمان نمی‌شود که خورشیدِ نگاهت، این‌گونه در پسِ پرده‌ی غبا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط