{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چشم تو حکمِ به اعدام ، چه آسان می‌داد ؛

چشم تو حکمِ به اعدام ، چه آسان می‌داد ؛
پادشاهی که به قتل همه فرمان می‌داد !

آتش وسوسه‌ات بود که ویران می‌کرد ؛
مثل حوّا که دلش گوش به شیطان می‌داد

لذّت عشق ، به آوار‌گی‌اش هست و همین
وعده‌ای بود که ابلیس به انسان می‌داد ،

"به خدا عشق به رسوا شدنش می‌ارزید"
پاسخی بود که در پرسشِ وجدان می‌داد

این غزل ، قصّه‌ی لاینحل یک شاعر بود
تا به این مسئله چشمان تو پایان می‌داد

دل من پیش تو بود و دل تو پیش کسی
و نشان گوشیِ خاموش تو بر آن می‌داد

بوق بی‌پاسخ و ... افسوس ! نمی‌فهمیدی
پشت این گوشیِ خاموش ، یکی جان می‌داد ...

#ستایش_قلب_سربی
#دلنوشته #خاص #دلبرانه
#عاشقانه #عشق_جان
#جذاب #شیک #دخترانه
دیدگاه ها (۰)

کافیست یکبار مادرت مراآستینی کند که قرار استبرایت بالا بزندب...

سد نکنراه آدمی را که عزمش رفتن است ...کسی که رفتنی ست؛رد میش...

هنگامشعری برای چهل سالگیمجهان مرا مه گرفته سراسرو تا چشم می ...

* * * با لب سُرخت مرا یاد خدا انداختیروزگارت خوش که از میخان...

ویو آتخندید و دستشو رو سرش کشیدته:عام خواهش میکنم اما بیشتر ...

love in the dark④⑧جونگکوک محکم بغلم کرد، دستش رو تو موهام کش...

تو را می‌بخشم، نه به این خاطر که زخم‌هایت درد نداشتند، و نه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط