چشم تو حکمِ به اعدام ، چه آسان می‌داد ؛

چشم تو حکمِ به اعدام ، چه آسان می‌داد ؛
پادشاهی که به قتل همه فرمان می‌داد !

آتش وسوسه‌ات بود که ویران می‌کرد ؛
مثل حوّا که دلش گوش به شیطان می‌داد

لذّت عشق ، به آوار‌گی‌اش هست و همین
وعده‌ای بود که ابلیس به انسان می‌داد ،

"به خدا عشق به رسوا شدنش می‌ارزید"
پاسخی بود که در پرسشِ وجدان می‌داد

این غزل ، قصّه‌ی لاینحل یک شاعر بود
تا به این مسئله چشمان تو پایان می‌داد

دل من پیش تو بود و دل تو پیش کسی
و نشان گوشیِ خاموش تو بر آن می‌داد

بوق بی‌پاسخ و ... افسوس ! نمی‌فهمیدی
پشت این گوشیِ خاموش ، یکی جان می‌داد ...

#ستایش_قلب_سربی
#دلنوشته #خاص #دلبرانه
#عاشقانه #عشق_جان
#جذاب #شیک #دخترانه
دیدگاه ها (۰)

با تو دیشب شور و حالی داشتمعشق را ، از دل ، خیالی داشتمتو ره...

بیا ای عشق، کز هجر تو بی‌تابم هنوزدر این شب‌های بی‌پایان، در...

فراتر از خویش

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۹۴خشمش فروکش کرد و ل...

پادشاهی شب"مجازات روز"رستگاری سپیده دمPart 2/2کیوکا کنار دخت...

چشم تو حکمِ به اعدام ، چه آسان می‌داد ؛پادشاهی که به قتل همه...

چشم تو حکمِ به اعدام ، چه آسان می‌داد ؛پادشاهی که به قتل همه...

چشم تو حکمِ به اعدام، چه آسان می‌دادپادشاهی که به قتل همه فـ...

چشم تو حکمِ به اعدام، چه آسان می‌دادپادشاهی که به قتل همه فـ...

چشم تو حکمِ به اعدام، چه آسان می‌دادپادشاهی که به قتل همه فـ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط