چند پارتی
چند پارتی
درخواستی
امداد گر زیبای من
P3
که یهو سرم گیج رفتو بیهوش شدم
ا.ت ویو
صدای نگهبان بلند شد و یهو دویدم سمت اتاق که صدا از میومد سریع دست به کار شدیمو بعد ار چند دقیقه بهوش اومد معلوم شد که چیزی نخورده بوده بخاطر همین بیهوش شده بوده
کوک ویو
کم کم چشمام رو که باز کردم باز هم بیهوش شده بودم اه
+: شما که گفتین میلی به غدا ندارید
×: خب سیر بودم
+: دقیقا. کجا سیر بودی از صبح تا حالا هیچی نخوردید آقای جئون
×: اوه البته ببخشید
+ : غذا رو روی عسلی کنارش گذاشتمو شروع کرد با خوردن رفتم بیرون تا راحت باشه
چند روز بعد
کوک ویو
من دیگه تامل این همه زیبایی رو ندارم باید بهش اعتراف کنم
ا.ت ویو
داشتم پرونده هایی که شامل از سیلزدگان و زلزله زدگان یا کسایی که تصادف یا هر مشکلی براشون پیش اومده بود رو نگاه میکردم که در اتاقم تق تقی کرد
+: بفرمایید داخل
ا.ت ویو
برگه هارو مرتب کردم برای بعدا گذاشتمشون کنار که همون آقای جئون وارد اتاقم شد
+: اوه سلام آقای جئون کاری داشتید؟
×: بله راستش.. امم. من ی صحبتی با شما دارم
+ : بفرمایید
×: با ..ممم نن اممم ولش امشب وقتتون آزاده؟
+: بله
× : پس امشب ساعت ۶ به کافه ....... بیا ( حالا ی اسمی فرض کنید )
+ : اممم چشم
ا.ت ویو
رفت بیرون و یعنی میخواد چکارم کنه؟ به من چه حتما کار مهمی داره امشب معلوم میشه
رفتم سراغ پرونده ها
کوک ویو
باورم نمیشه یعنی امشب قراره من بهش پیشنهاد بدمم دارم از استرس میمیرم اگه قبول نکرد چیییی نه نه نه به خودت ایمان داشته باش پسر
شب
ا.ت ویو
ساعت ۶ و نیم بلند شدم و رفتم حموم و موهامو سشوار کشیدم و خشک که شد باز نگه داشتم و بهش حالت دادم لباسمو پوشیدم و عطر شیرینم و زدم و کفشام رو پوشیدم و به مکانی که آقای جئون گفتن حرکت کردم وایی گفته بود ساعت ۶ بیام سریع حرکت کردم و به مقصد که رسیدم ....
شبتون بخیر خوشگلا 🌟🎀
درخواستی
امداد گر زیبای من
P3
که یهو سرم گیج رفتو بیهوش شدم
ا.ت ویو
صدای نگهبان بلند شد و یهو دویدم سمت اتاق که صدا از میومد سریع دست به کار شدیمو بعد ار چند دقیقه بهوش اومد معلوم شد که چیزی نخورده بوده بخاطر همین بیهوش شده بوده
کوک ویو
کم کم چشمام رو که باز کردم باز هم بیهوش شده بودم اه
+: شما که گفتین میلی به غدا ندارید
×: خب سیر بودم
+: دقیقا. کجا سیر بودی از صبح تا حالا هیچی نخوردید آقای جئون
×: اوه البته ببخشید
+ : غذا رو روی عسلی کنارش گذاشتمو شروع کرد با خوردن رفتم بیرون تا راحت باشه
چند روز بعد
کوک ویو
من دیگه تامل این همه زیبایی رو ندارم باید بهش اعتراف کنم
ا.ت ویو
داشتم پرونده هایی که شامل از سیلزدگان و زلزله زدگان یا کسایی که تصادف یا هر مشکلی براشون پیش اومده بود رو نگاه میکردم که در اتاقم تق تقی کرد
+: بفرمایید داخل
ا.ت ویو
برگه هارو مرتب کردم برای بعدا گذاشتمشون کنار که همون آقای جئون وارد اتاقم شد
+: اوه سلام آقای جئون کاری داشتید؟
×: بله راستش.. امم. من ی صحبتی با شما دارم
+ : بفرمایید
×: با ..ممم نن اممم ولش امشب وقتتون آزاده؟
+: بله
× : پس امشب ساعت ۶ به کافه ....... بیا ( حالا ی اسمی فرض کنید )
+ : اممم چشم
ا.ت ویو
رفت بیرون و یعنی میخواد چکارم کنه؟ به من چه حتما کار مهمی داره امشب معلوم میشه
رفتم سراغ پرونده ها
کوک ویو
باورم نمیشه یعنی امشب قراره من بهش پیشنهاد بدمم دارم از استرس میمیرم اگه قبول نکرد چیییی نه نه نه به خودت ایمان داشته باش پسر
شب
ا.ت ویو
ساعت ۶ و نیم بلند شدم و رفتم حموم و موهامو سشوار کشیدم و خشک که شد باز نگه داشتم و بهش حالت دادم لباسمو پوشیدم و عطر شیرینم و زدم و کفشام رو پوشیدم و به مکانی که آقای جئون گفتن حرکت کردم وایی گفته بود ساعت ۶ بیام سریع حرکت کردم و به مقصد که رسیدم ....
شبتون بخیر خوشگلا 🌟🎀
- ۸.۰k
- ۰۳ اسفند ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۲۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط