{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

I'm not jealous

I'm not jealous
part 25
چند ساعت قبل

لامصب حتی لباس خونه ای هاشون هم مارک بود
دونه دونه رگال های لباسو گشتم
نگم براتون دلتون میخواد
از سلین گرفته تا دیور و شنل و لویی ویتون
سعی کردم آب دهنم رو جمع کنم
لامصبا خیلی خوشگل بودن
شوهر چیه؟
من یک رگال لباس مارک رو ترجیح میدم
با چشمای قلبی شده و ذوق زده سمت خدمتکار برگشتم

+یعنی اینا همه شون مال منن؟


خدمتکار که خانم نسبتا مسنی بود از ذوق من تک خنده ای کرد و گفت

خدمتکار:نه

همین یک کلمه کافی بود که نیشام به سمت پایین شل شه
با دیدن قیافه زار من گفت

خدمتکار:اینجا مال خانم سومی بودن..اما چون یه اتاق نزدیک آقای سونگهیون میخواستم اونجا رو مجهز کردیم

اووو پس این بشر کراششو اعلام کرده ولی جوابی نشنیده

خدمتکار:البته آقای سونگهون مثل برادر برای خانم هستن

می‌خوام نباشه
تق به هر چی برادره
یعنی چی
هر چی میشه هی میگن مثل برادر مثل برادر گگگگگ
شاید یکی بخواد بگه مثل شوهر
مثل دوست پسر
آخه برادر؟
مگه برادر قعطیه؟






بالاخره از نفرین دو پارت در اومدیم 😂
دیدگاه ها (۱۰)

I'm not jealous part 24نگاهی بهم انداخت و لب زد §چی بهش گفتی...

I'm not jealous part 23بقیه بچه ها دو به دو مشغول حرف زدن بو...

#گذشته_تلخ Part: 8وقتی رسیدم توی حیاطشون یه چندتا از این ماش...

کودک ناخواسته/part14

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط