{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

منبر از پشت شیشه ی مسجد

منبر از پشت شیشه ی مسجد
چشمش اُفتاد و دید چوبه ی دار

عصبی گشت و غیضی و غضبی
بانگ بر زد که ای خیانت کار

تو هم از اهل بیت ما بودی
سخت وحشی شدی و وحشت بار

نرده ی کعبه حرمتش کم بود؟
که شُدی دار شحنه، شرم بدار

ما سرو کارمان به صلح و صلاح
تو به جُرم و جنایتت سر و کار

دار، بعد از سلام و عرض ادب
وز گناه نکرده استغفار

گفت ما نیز خادم شرعیم
صورت اخیار گیر، یا اشرار

تو قلم می زنی و ما شمشیر
غِلظت از ما قضاوت از سرکار

تا نه فتوی دهند منبر و میز
دار کی می شود سر و سر دار

هر کجا پند و بند درماندند
نوبتِ دار می رسد ناچار

منبری را که گیر و دارش نیست
همه از دور و بر کنند فرار

باز منبر فرو نمی آمد
همچنان بر خر ِستیزه سوار

عاقبت دار هم ز جا در رفت
رو به دَر تا که بشنود دیوار

گفت اگر منبر تو منبر بود
کار مردم نمی کشید به دار

شهریار
دیدگاه ها (۱۳)

دوتا رو همین الان حذف کردید شد کلا 6...آفرین بر شما...گوش ما...

حذفش کن مزدور

پیشانیت سیاه مبادا به ننگ هاای ماه! ای مـــراد تمام پلنگ هاا...

شبیه زوزه ی گرگی که ترس چوپان هاستبهار نه ! که خزان پشت این ...

🚩 بیست و دوم ذلحجه سالروز شهادت عاشقانه میثم تمار گرامیباد. ...

مالک بیا که دست علی را نفاق بستدل را معاویه به همین اتفاق بس...

[ادامه...]صبح روز بعد...صدای جاروبرقی کل خونه رو برداشته بود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط