{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آری تو حق داری کمی مغرور باشی

آری تو حق داری کمی مغرور باشی
یا اینکه صد فرسنگ از من دور باشی

اما بدان عاشق شدن رسمِ بدی نیست
میشد که با این قلبِ خستم جور باشی

گفتی که عاشق پیشِگی با زور هرگز
گفتم اگر حتی شده با زور باشی

باید که امشب با لبت شعری ببافم
تا بلکه در بوسیدنم مجبور باشی

بانو تو در اقبالِ من خوش می درخشی
می خواهمت حتی اگر لاهور باشی

تو شاهِ ماهی های دریایی عزیزم
حیف است زندانی شوی در تور باشی

هر بار وصف ات میکنم زیباتری تو
آری تو حق داری کمی مغرور باشی
دیدگاه ها (۱)

درخیالم بوسه می گیرم , ز لبهایی ک نیستهی تجسم میکنم, ان نقش ...

من که ترک عشق کردم پس چرا دیوانه ام این چنین هرگز نبودم گویی...

یک قدم مانده که قلبم متلاشی بشودمثل آنروز که وقتی تو نباشی ب...

منم و یک دل درمانده که دیوانه ی توست و خیالی که پَریش از رُخ...

کاراکترا به عنوان شوهرت

پارت ۱۵کاکاشی که انتظارش را نداشت، شانه هایش یک لحظه لرزید.ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط