{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

درخیالم بوسه می گیرم , ز لبهایی ک نیست

درخیالم بوسه می گیرم , ز لبهایی ک نیست
هی تجسم میکنم, ان نقش زیبایی ک نیست

تا فراسوی افق , تا ساحل عشق و امید
میدهم امشب دلم رادست رویایی ک نیست

دل ب امواج , خروشان نگاهت می زنم
با تو هرشب میروم همراه دریایی ک نیست

پا ب کویت می گذارم تا ب گیرم دل ز تو
پر ز عشقت میکنم دل را ز لیلایی ک نیست

همچو مجنون میشوم افسانه ی هر عاشقی
درپی عشقت گذارم پاب هرجایی ک نیست

منتظر تا لحظه ی دیدار رویت سر رسد
تا رسدان لحظه ی صبروشکیبایی ک نیست

مست و شیدا می شوم از یک نگاه عاشقت
غیر تو هرگز ندارم ,دل ب فردایی ک نیست.
دیدگاه ها (۲)

من که ترک عشق کردم پس چرا دیوانه ام این چنین هرگز نبودم گویی...

پنجشنبـه هـم رسیـدامـروز روز رحمت "الــــهی" ایشالله تنتـون ...

آری تو حق داری کمی مغرور باشییا اینکه صد فرسنگ از من دور باش...

یک قدم مانده که قلبم متلاشی بشودمثل آنروز که وقتی تو نباشی ب...

شعر و چارپاره

رمان غریبه کوچولو

نومیدی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط