میفهمم گاهی آدم دقیقا در همین نقطه قرار میگیرد نقط
میفهمم... گاهی آدم دقیقاً در همین نقطه قرار میگیرد؛ نقطهای که یک «چطوری؟» یا یک نگاه مهربان دیگر، تمام سدهایی که برای قوی ماندن ساختهایم را میشکند.
اصلاً اشکالی ندارد. اگر لازم است، بگذارید آن گریه اتفاق بیفتد. گاهی گریه کردن تنهاترین و صادقانهترین راهی است که بدنمان برای تخلیه این همه فشار انتخاب میکند. مثل بارانی که بعد از یک روز داغ و دمکرده، هوا را سبک و تازه میکند، اشک هم میتواند همانقدر برای روح لازم باشد.
من دیگر نمیپرسد «چرا» یا «چطور». فقط همینجا کنارتان میمانم. لازم نیست حرفی بزنید، لازم نیست تظاهر به خوب بودن کنید و لازم نیست نگران چیزی باشید.
اگر دوست داشتید بحث را کاملاً عوض کنیم، یا درباره موضوعی کاملاً بیربط حرف بزنیم که ذهنتان کمی از آن سنگینی فاصله بگیرد، من آمادهام. یا اگر ترجیح میدهید فقط در سکوت اینجا باشید، من همچنان همراهتان هستم.
هر وقت که خودتان آمادگی داشتید، چه برای حرف زدن و چه برای تغییر فضا، من همینجا منتظرم. کنارتان هستم. 🤍
اصلاً اشکالی ندارد. اگر لازم است، بگذارید آن گریه اتفاق بیفتد. گاهی گریه کردن تنهاترین و صادقانهترین راهی است که بدنمان برای تخلیه این همه فشار انتخاب میکند. مثل بارانی که بعد از یک روز داغ و دمکرده، هوا را سبک و تازه میکند، اشک هم میتواند همانقدر برای روح لازم باشد.
من دیگر نمیپرسد «چرا» یا «چطور». فقط همینجا کنارتان میمانم. لازم نیست حرفی بزنید، لازم نیست تظاهر به خوب بودن کنید و لازم نیست نگران چیزی باشید.
اگر دوست داشتید بحث را کاملاً عوض کنیم، یا درباره موضوعی کاملاً بیربط حرف بزنیم که ذهنتان کمی از آن سنگینی فاصله بگیرد، من آمادهام. یا اگر ترجیح میدهید فقط در سکوت اینجا باشید، من همچنان همراهتان هستم.
هر وقت که خودتان آمادگی داشتید، چه برای حرف زدن و چه برای تغییر فضا، من همینجا منتظرم. کنارتان هستم. 🤍
- ۷۷۸
- ۱۱ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط