فلش بک
(فلش بک)
پسر با ورود به تالارمتوجه زمزمه هایی شد اما به هیچ کدام گوش نکرد.
دختری را میان جمع دید که با دیگران فرق داشت،ساده اما زیبا نمیدانست دختر چی دارد...ایا آهنربا بود که پسر آنقدر جذبش شده بود؟؟
بدون توجه به اون زمزمه ها مشغول حرکت به سمت یکی از میز ها شد.
از خوششانسیش میزی نزدیک آن دختر پیدا کرده بود.
در راه رفتن به مقصدش از گارسون نوشیدنی ای گرفت.
در همان لحظه دختر برای رفتن به سمت باغ تالار به مرد بلند قامتی برخورد کرد و ناخواسته محتویات لیوانِ در دستش را روی پیراهن سفید پسر ریخت.
با همکاری این خانومی جذاب
https://wisgoon.com/lee_aviana
مشتاقم نظراتتون رو ببینم!
امیدوارم دوسش داشته باشید.
پسر با ورود به تالارمتوجه زمزمه هایی شد اما به هیچ کدام گوش نکرد.
دختری را میان جمع دید که با دیگران فرق داشت،ساده اما زیبا نمیدانست دختر چی دارد...ایا آهنربا بود که پسر آنقدر جذبش شده بود؟؟
بدون توجه به اون زمزمه ها مشغول حرکت به سمت یکی از میز ها شد.
از خوششانسیش میزی نزدیک آن دختر پیدا کرده بود.
در راه رفتن به مقصدش از گارسون نوشیدنی ای گرفت.
در همان لحظه دختر برای رفتن به سمت باغ تالار به مرد بلند قامتی برخورد کرد و ناخواسته محتویات لیوانِ در دستش را روی پیراهن سفید پسر ریخت.
با همکاری این خانومی جذاب
https://wisgoon.com/lee_aviana
مشتاقم نظراتتون رو ببینم!
امیدوارم دوسش داشته باشید.
- ۱.۵k
- ۱۳ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط