عاشقان ماه
عاشقان ماه...
آن روز "ما"یی وجود نداشت من تنها بودم و به تو فکر میکردم تا زمانی که تصمیمم را گرفتم زیبای من!
باید بدانی این فقط حقیقت است و نباید بترسی،پس خوب گوش کن...
آن روز من خودم را پرت کردم تا به رستگاری برسم...انگار خدایم این را خواسته بود و میگفت:رستگاری در انتظار توست!
بعد از انجام اینکار پسر کوچک تر مانع صحبت کردن او شد و گفت:
_بعدش دیدی مامانی هم اونجاس درسته؟
مرد خواست باز هم چیزی بگوید اما پسر باز هم مانع صحبت کردن او شد..
_این داستان رو هر سال توی این روز برام تعریف میکنی!
مرد گفت:
_چون امروز روز خیلی مهمیه...
_امروز روزیه که ما تبدیل به عاشقان ماه شدیم....!
امیدوارم دوسش داشته باشید.
نظراتتون رو ببینممم!
آن روز "ما"یی وجود نداشت من تنها بودم و به تو فکر میکردم تا زمانی که تصمیمم را گرفتم زیبای من!
باید بدانی این فقط حقیقت است و نباید بترسی،پس خوب گوش کن...
آن روز من خودم را پرت کردم تا به رستگاری برسم...انگار خدایم این را خواسته بود و میگفت:رستگاری در انتظار توست!
بعد از انجام اینکار پسر کوچک تر مانع صحبت کردن او شد و گفت:
_بعدش دیدی مامانی هم اونجاس درسته؟
مرد خواست باز هم چیزی بگوید اما پسر باز هم مانع صحبت کردن او شد..
_این داستان رو هر سال توی این روز برام تعریف میکنی!
مرد گفت:
_چون امروز روز خیلی مهمیه...
_امروز روزیه که ما تبدیل به عاشقان ماه شدیم....!
امیدوارم دوسش داشته باشید.
نظراتتون رو ببینممم!
- ۱.۴k
- ۱۷ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط