{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی نیستی

وقتی نیستی
فقط به یک چیز فکر می کنم
رفته ای
همسایه ی درخت باشی
شادی هایت را
کنار غم هایش بگذاری
رفته ای
گاه و بی گاه
در خواب پرنده ها دانه بپاشی
به شاخه های لبریز از برگ
سر و سامان بدهی
کار تو همین است
کار تو
بوسیدن شکوفه هاست
وقتی نیستی
باز هم من
به خوشبختی نزدیکم
همین لبخندهای زیبایت
از دورهای دورهای دور
دست هایم را می گیرد
و کنار آینه می نشاندم...
فرنازخان احمدی
دیدگاه ها (۶)

وقتی که لبت برابرم واقع شدیک لحظه دلم به بوسه ای قانع شدقانو...

بی تو دلتنگی به چشمانم سماجت می کندوای دل چون کودکی بی تو لج...

ﺑﺎ ﺳﺎﻋﺖ ﺩﻟﻢﻭﻗﺖ ﺩﻗﯿﻖ ﺁﻣﺪﻥ ﺗﻮﺳﺖ !ﻣﻦ ﺍﯾﺴﺘﺎﺩﻩ ﺍﻡ :ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺗﮏ ﺩﺭﺧﺖ ...

دلبری نادیده بر قلبم شده فرمانروانرم نرمک دل به او بستم نمید...

مردی که در کنارم بود

«سوگند عشق»¹:partباران تازه بند آمده بود.کوچه‌های قدیمی یوکو...

عاشقانه های شبنم براامام غریبم

P : 27

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 1️⃣7️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣعصر همان روز، تو صدا...

قصه چهاردهم: معاویه. (قسمت دوم)

سناریو جونگکوک

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط