{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Knife Dead

Knife Dead
…⁠ᘛ⁠⁐̤⁠ᕐ⁠ᐷPart ۱۴۸ …⁠ᘛ⁠⁐̤⁠ᕐ⁠ᐷ

(نه ول کن ) لبه تخت نشست و مشغول شانه کردن موهایش شد بخاطر حامله شدنش و شکمی که حالا بالا اومده بود براسر حامله گی زیاد ول نمی‌خورد رو تخت پس موهایش شانه ای نیاز نداشت
کف دستش را روی تخت گذاشت و با کمکش از رویش بلند شد با قدم های آهسته از اتاق خارج شد کلافه تر پفی کشید
( حتما این راه رو عوض میشه ) به شدت ویار به این قسمت عمارت را داشت به پله که رسید یک پا اش رو روی پایین پله گذاشت و با کمک دستش که روی میله ها بود آن یکی پاش را هم پایین گذاشت بلافاصله جونکوک وارد راه رو شد با دیدن فرشته زندگی اش قدم های نسبتا دویدن سمته پله ها هجوم برد دخترک لبخندی زد و نجوا کنان گفت
ات: آروم باش
جونکوک درست روبه رو اش قرار گرفت پله ای پایین تر و دست معشوق اش را گرفت و با خنده گفت
جونکوک: انگار مادرم گفت آروم بیام
دخترک لبخندی زد و همراه با قدم های جونکوک که پایین تر از او بود درست روبه رو اش قدم به پایین می‌گذاشت دخترک کمی نگران گفت
ات: اینجوری از پشت قدم می‌زاری رو پله ها میترسم
جونکوک مشکوک گفت
جونکوک: از چی می‌ترسی
دخترک با گذاشت پا رو پله پایین گفت
ات: از اینکه اگه بیوفتی
جونکوک خنده ای سر داد و گفت
جونکوک: نگران نباش فراری من مراقب خودم هستم ببینم عشق من تو همیشه اینجوری نبودی
قدم هایشان از پله ها به زمین پایان یافتند و همچنان دست عشق اش را رها نکرده روی صندلی میز صبحانه نشستند
ات: جونکوکم من مگه جچوری‌ هستم
کمی اخم کرده و تکیه به صندلی پشت اش خانم کیم پارچ آب پرتقال را روی میز گذاشت و نخواسته سمته آن ها چرخید
خانم کیم : ببخشید ارباب ولی دخترم در این دوره های حامله گی زیاد رو شما حساسه
دخترک باز هم با چهره کیوت و لب های آویزان سمته خانم کیم چرخید
ات. : خاله مگه من بهت نگفتم که به جونکوک نگو
جونکوک : تو چی به خانم کیم گفتی
سمته معشوق اش چرخید و منتظر و کمی عصبی نگاهش کرد بلافاصله دخترک بغضش را قورت داد تا جونکوک این حالش را نفهمد و گفت
ات: ببخشید .. معذرت میخواهم
جونکوک : ای بابا مگه من چی گفتم که معذرت خواهی می‌کنی
ات: داد میزنی ؟
باز هم بغضش گرفت و چونه اش به شدت لرزید خانم کیم وقتی آن صحنه را دید بیشتر به سمت فرار پا گذاشت
دیدگاه ها (۴)

Knife Dead…⁠ᘛ⁠⁐̤⁠ᕐ⁠ᐷPart ۱۴۹…⁠ᘛ⁠⁐̤⁠ᕐ⁠ᐷکم کم آن گونه های تپل ...

خانم لئو فیک جونکوک می‌زاره بریم بخونیمhttps://wisgoon.com/h...

Knife Dead…⁠ᘛ⁠⁐̤⁠ᕐ⁠ᐷPart ۱۴۷…⁠ᘛ⁠⁐̤⁠ᕐ⁠ᐷ(اسلاید دو لباس خواب )...

Knife Dead…⁠ᘛ⁠⁐̤⁠ᕐ⁠ᐷPart ۱۴۵ …⁠ᘛ⁠⁐̤⁠ᕐ⁠ᐷ( اسلاید ۲ لباسه ات )...

.....//برده ی زیبا//......

سقوط درخشان یک دیوانه پارت ۱ نسیم خنک صبحگاهی به پنجره اتاق ...

نویسنده آوین | 그녀는 내 거야پارت³⁴ | اون مال منهچند روز بعد، در ع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط