پارت
پارت ۱
ویو کوک
اه باز هم یک روز خسته کننده دیگه رو باید توی شرکت بگذرونم بابام گفت امروز آقای کیم میاد اینجا برای معامله ولی قراره دخترش رو هم بیاره هه از دخترا متنفرم ( فککک نکنمم آقای جئون 😂😂)
ویو ات
امروز بابام گفت باید بریم شرکت آقای جئون ولی نمی دونم منو برای چی می خواد ببره گفت باید منم باهاش برم اه گندش بزنن
~نشانه ادمین
~هیچ کدوم از اینا خبر نداشتن قراره سرنوشت باهاشون چکار کنه قرار چی بین گفت و گوی باباهاشون بگذره
زمان حال
علامت ات + علامت کوک - علامت بابای ات π علامت بابای کوک ¥
+ رسیدیم به شرکت لباسم که یک بلوز مشکی و یک شلوار راسته مشکی بود مرتب کردم و از ماشین پیاده شدم شرکت بزرگی بود ولی دارک .وارد اتاق شدیم آقای جئون و پسرش داخل بودن با پدرم سلام و احوال پرسی کردیم و نشستیم
-( داخل ذهنش ) دختر خوشگلی بود معلوم بود دختر اجتماعی و خون گرمی باشه بابام گفت اون یک مافیاس و از تیپ و استایلی شیکی که زده بود معلوم بود
ادامه دارد......
ویو کوک
اه باز هم یک روز خسته کننده دیگه رو باید توی شرکت بگذرونم بابام گفت امروز آقای کیم میاد اینجا برای معامله ولی قراره دخترش رو هم بیاره هه از دخترا متنفرم ( فککک نکنمم آقای جئون 😂😂)
ویو ات
امروز بابام گفت باید بریم شرکت آقای جئون ولی نمی دونم منو برای چی می خواد ببره گفت باید منم باهاش برم اه گندش بزنن
~نشانه ادمین
~هیچ کدوم از اینا خبر نداشتن قراره سرنوشت باهاشون چکار کنه قرار چی بین گفت و گوی باباهاشون بگذره
زمان حال
علامت ات + علامت کوک - علامت بابای ات π علامت بابای کوک ¥
+ رسیدیم به شرکت لباسم که یک بلوز مشکی و یک شلوار راسته مشکی بود مرتب کردم و از ماشین پیاده شدم شرکت بزرگی بود ولی دارک .وارد اتاق شدیم آقای جئون و پسرش داخل بودن با پدرم سلام و احوال پرسی کردیم و نشستیم
-( داخل ذهنش ) دختر خوشگلی بود معلوم بود دختر اجتماعی و خون گرمی باشه بابام گفت اون یک مافیاس و از تیپ و استایلی شیکی که زده بود معلوم بود
ادامه دارد......
- ۱۱.۲k
- ۱۶ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط